کد خبر: 11786

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۰۸/۰۵ - ۱۱:۳۵

۱۵ ساعت سیاه در مرگ طاها کوچولو

تیتر۳: صبح دیروز پدر و نامادری طاها کوچولو که متهم هستنـد در جـریـان کودک‌آزاری دوهفته‌ای باعث مرگ پسربچه ۶ ساله شده‌اند در محل جنایت حضور یافتند تا صحنه قتل او‌ را بازسازی کنند. بررسی‌ها نشان می‌دهد از زمانی که طاها کوچولو دچار ضربه مغزی شده بود، ۱۵ساعت طول کشیده بود تا او به بیمارستان منتقل شود.

بامداد هفتم مهرماه زن جوانی درحالی‌که پیکر نیمه‌جان پسربچه‌ای ۶ ساله را در آغوش داشت راهی یکی از بیمارستان‌های مشهد شد. او می‌گفت که طاها کوچولو به‌دلیل اینکه غذا در گلویش گیر کرده از حال رفته است اما وقتی پزشکان او را معاینه کردند، معلوم شد که پسربچه دچار ضربه و خونریزی مغزی شده است. این اما همه ماجرا نبود، چراکه وقتی پسربچه روی تخت معاینه قرار گرفت، پزشکان با دیدن آثار کبودی‌های متعدد که سراسر بدن او را پر کرده بود شوکه شدند.

همه‌‌چیز از کودک‌آزاری حکایت داشت و ساعاتی بعد وقتی پسربچه بیگناه روی تخت بیمارستان جان سپرد ماجرا به قاضی سیدجواد حسینی، بازپرس ویژه قتل مشهد گزارش شد. در همان ابتدا دستور بازداشت زن جوان صادر شد. او نامادری طاها بود که می‌گفت پسربچه زمانی که در حال بازی بوده، زمین خورده و به همین دلیل دچار ضربه مغزی شده است.

با این حال اظهارات او قانع‌کننده نبود و در ادامه قاضی حسینی دستور بازداشت پدر طاها را نیز صادر کرد. مرد جوان دستگیر شد اما او هم مدعی بود که پسرش بر اثر سقوط دچار ضربه‌مغزی شده است. اظهارات پدر طاها در حالی بیان می‌شد که کارشناسان پزشکی قانونی اعلام کردند بعضی از آثار کبودی روی بدن پسربچه قدیمی است. آنها گفتند که تمامی کبودی‌ها حالتی دورانی دارد و این یعنی نه بر اثر زمین خوردن، بلکه به‌خاطر شکنجه و کودک‌آزاری به‌وجود آمده‌اند.

در چنین شرایطی قاضی پرونده دستور تحقیقات میدانی و پرس‌و‌جو از همسایه‌ها را صادر کرد و درنهایت معلوم شد که پسربچه از چند روز پیش از مرگش توسط پدر و نامادری‌اش مرتب تنبیه می‌شد و کتک می‌خورد.

    *اعتراف تلخ

تحقیقات پلیسی چاره‌ای جز اعتراف برای پدر طاها باقی نگذاشت. درنهایت او اقرار کرد که از ۲هفته قبل از مرگ پسرش، او را کتک می‌زده و حتی همسرش نیز در کتک‌زدن پسربچه با او همکاری می‌کرد. اما اتفاقی که باعث مرگ طاها شد، صبح روز ششم مهرماه رخ داد. این مرد توضیح داد: آن روز صبح از خواب بیدار شدم و به محل کارم رفتم. شغلم ویزیتوری است و حدود ساعت ۹صبح به خانه برگشتم که صبحانه بخورم. همسر دومم و طاها بیدار شده بودند و سر سفره نشستیم.

دوهفته‌ای بود که طاها سر ناسازگاری گذاشته بود، حدس می‌زدم که مادرش به او آموزش داده بود که بدرفتاری کند؛ چرا که من مجددا ازدواج کرده و از همسر دومم یک فرزند ۴ماهه داشتم. آن روز طاها بعد از اینکه لیوان شیر را سرکشید، آن را به سمت همسرم پرتاب کرد که خورد به کمرش. من هم عصبانی شدم. بار دیگر کمربند را برداشتم و شروع کردم به تنبیه او. طاها گریه می‌کرد و عصبانیتم بیشتر شد. او را بلند و به گوشه‌ای پرتاب کردم اما سرش به دسته چوبی مبل خورد و گریه‌هایش قطع شد.

وقتی بالای سرش رفتم، حرفی نمی‌زد. ۲بار چشمانش را باز و بسته و به من نگاه کرد و بعد چشم‌هایش را بست. او را به اتاقش بردم و به سر کار رفتم تا ۱۵ساعت بعد وقتی همسرم طاها را به بیمارستان برد، معلوم شد که او دچار مرگ مغزی شده و در این مدت به کما رفته بود.

    *بازسازی یک تراژدی

با اعترافات مرد جوان، قاضی پرونده برای او به اتهام کودک آزاری و قتل عمد و برای همسرش به اتهام کودک‌آزاری قرار صادر کرد و صبح دیروز هر دو متهم برای بازسازی صحنه‌ قتل راهی محل جنایت شدند. دیروز مرد جوان بار دیگر توضیح داد که چطور آن روز پسرش را با کمربند کتک‌زده و بعد هم او را به گوشه‌ای پرت کرده است.

در این میان وقتی قاضی حسینی از او دلیل ترک همسر اولش را پرسید، مرد جوان گفت: ۲سال پیش بود که بی‌‌اطلاع همسرم، دختری از اقوام آنها را ملاقات کردم. وقتی همسرم متوجه شد سر ناسازگاری گذاشت. اختلافاتمان تا جایی پیش رفت که او خانه را ترک کرد و رفت و گفت که طلاق می‌گیرد. وقتی مطمئن شدم همسرم قصد جدایی دارد، به خواستگاری آن دختر رفتم و با هم ازدواج کردیم. پس از مدتی، چون همسرم نمی‌خواست از طاها نگهداری کند او را به خانه آوردم. همسر دومم با پسرم مشکلی نداشت. اما از مدتی قبل متوجه تغییر رفتار او شدیم. حدس می‌زدم در روزهایی که نزد مادرش می‌رود، او به پسرم آموزش می‌دهد که ما را اذیت کند.

ناسازگاری‌های طاها از ۲هفته قبل از مرگش شروع شد. در این مدت من و نامادری‌اش مدام او را تنبیه می‌‌کردیم اما فایده‌ای نداشت تا اینکه روز حادثه، چنان عصبانی شدم که او را به گوشه‌ای پرت کردم و ناخواسته باعث مرگش شدم.

در این هنگام قاضی پرسید: چرا همان لحظه که متوجه شدی پسرت حالش بد است او را به بیمارستان نبردی؟ و مرد جوان پاسخ داد: ترسیده بودم. روی بدنش آثار کبودی بود. گفتم اگر او را به بیمارستان ببریم، حتما متوجه می‌شوند و من به جرم کودک‌آزاری دستگیر می‌شوم. برای همین او را به اتاقش بردم که استراحت کند و با خودم گفتم حتما خوب می‌شود.

بعدازظهر همان روز وقتی از سر کار برگشتم به اتاقش رفتم. چشمانش بسته بود اما نفس می‌کشید. متوجه شدم که جایش را خیس کرده است. او را به حمام بردم و خواستم به او غذا بدهم اما لقمه‌ها از گلویش پایین نمی‌رفت. در آن لحظات نمی‌دانستیم که او به کما رفته است. شب که شد، طاها را در آغوش گرفتم و نزد دعانویسی که از قبل می‌شناختم بردم. گفتم حتما دعانویس حالش را خوب می‌کند.

او پسرم را معاینه کرد و گفت که بهتر است با قطره‌چکان به او سوپ بدهیم. به خانه برگشتم اما با قطره چکان هم سوپ از گلویش پایین نمی‌رفت. دقایقی از نیمه‌شب گذشته بود که از همسرم خواستم او را به بیمارستان ببرد تا اینکه متوجه شدم پسرم جانش را از دست داده است.

در جریان بازسازی صحنه جنایت، نامادری طاها نیز حضور داشت. او توضیح داد که به‌خاطر ناسازگاری‌های طاها او را کتک می‌زده اما هرگز قصد کشتن او را نداشته است. پس از پایان بازسازی، هر دو متهم به بازداشتگاه منتقل شدند تا تحقیقات درباره پرونده آنها تکمیل شود. قاضی حسینی در پایان بازسازی صحنه جنایت به همشهری گفت: متأسفانه اختلافات زن و شوهری، قربانی بیگناهی داشت و جان طاها ۶ساله را گرفت. حال آنکه اگر پدر و مادر طاها زمانی که با هم دچار اختلاف شدند به سرنوشت پسرشان هم فکر می‌‌کردند شاید هرگز چنین راهی را نمی‌رفتند.

او به پدر و مادرها توصیه کرد: در هنگام بروز اختلافات خانوادگی، پیش از هر تصمیمی حتما به سرنوشت و آینده فرزندانشان فکر کنند تا مبادا آنها را قربانی تصمیم خود کنند.

    *ناپدری عامل شکنجه ستایش کوچولو

طاها تنها کسی نیست که این روزها هدف کودک‌آزاری قرار گرفته است. در تازه‌ترین تحقیقات درباره کودک‌آزاری و شکنجه ستایش کوچولو در رفسنجان نیز معلوم شد که ناپدری معتاد او عامل این کودک‌آزاری بوده است. این دختربچه ۳ساله شنبه گذشته در حالی که مورد شکنجه و کودک‌آزاری قرار گرفته بود برای مداوا به بیمارستان علی‌بن‌ابیطالب(ع) شهرستان رفسنجان منتقل شد‎.‎

مادر ستایش که ۸‌‌ماهه باردار بود دستگیر شد اما در تحقیقات مشخص شد که عامل اصلی کودک‌آزاری شوهر اوست که اعتیاد به مواد‌مخدر دارد. این مرد که ناپدری ستایش است حتی همسرش را نیز مورد ضرب و شتم قرار داده بود که قاضی دستور بازداشت وی را صادر کرد.

از سوی دیگر مادر کودک آزاد شد و تحقیقات برای دستگیری متهم ادامه دارد. در همین حال حسین رئیسی‌نژاد دادستان عمومی و انقلاب شهرستان رفسنجان گفت: وضعیت عمومی ستایش مطلوب است و این کودک پس از سلامتی کامل با دستور مقام قضایی برای نگهداری به بهزیستی تحویل داده خواهد شد‎.‎ وی گفت: با مجرم پرونده ستایش، برخورد قاطع قضایی خواهد شد و مجازات حبس در انتظار وی خواهد بود.

ارسال دیدگاه

کد امنیتی *