کد خبر: 7509

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۰۶/۱۳ - ۱۴:۲۰

نامه سرگشاده صادق زیباکلام به حسن روحانی

چرا می نویسم و امیدم به چیست؟

تیتر ۳:

بسمه تعالی
سرورمکرم
جناب آقای دکترحسن روحانی
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران شیدالله ارکانه
با سلام وتحیات ،در آخرین سخن رانیتان برای چندمین بار بگونه ایی بسیارقاطع سخن از ضرورت مبارزه با فساد بمیان آوردید. با این تفاوت که برای نخستین بارضرورت ریشه یابی فساد رامطرح فرمودید. واینکه بدون پرداختن به اسباب وعلل عمیق تر بوجودآمدن فساد،نمی توان با صرف گرفتن، زدن و بستن امید چندانی به پیشرفت در از بین بردن آن داشت.

هنوز سخنان تان در فضا بود که موضوع فساد در”صندوق فرهنگیان” مطرح شد؛ وهنوز کم وکیف پرونده این مورد جدید فساد روشن نشده بودکه بازخبرفساددیگری آمد. اینبار پای شهرداری و برخی ازاعضاء شورای شهر به میان امده بود.

البته دراین فقره چون پای”خودی ها” در میان است سروصدایی که برای”فیش های حقوقی”براه افتاد اتفاق نخواهد افتاد وبرعکس سعی خواهد شد تا موضوع جمع وجورشود. من فرضم برآنست که جنابعالی در خصوص معضل عظیم فساد صادق هستید و واقعا آنگونه که فرمودید بدنبال اسباب و علل بوجود آمدن و ریشه یابی آن هستید.

تصور می کنم جنابعالی هم با بنده هم رای باشید که حجم مفاسد اقتصادی آنقدر در جامعه مان زیادشده که کمتر هفته ایی می گذرد که در آن خبر یک فساد اقتصادی جدید بیرون نیامده باشد. جوامع پیشرفته که جای خود را دارند، آیا در هیچ جامعه همردیف خودمان هم آمار مفاسد اقتصادی حتی نزدیک به آمار مفاسد اقتصادی در ایران می شود؟

جنابعالی بالاترین خدمتی که در مبارزه با فساد می توانید بنمایید آنست که از جایگاه رئیس جمهور کشور این پرسش ابتدایی و ساده را مطرح فرمایید که “ما را چه می شود که اینقدر مفاسد اقتصادی در جامعه مان عمومیت پیداکرده است؟” آیا در ساختار ژنتیکی ما ایرانیان کمبودی وجود دارد که این همه تمایل به مفاسد اقتصادی در میان مان رواج دارد؟ یا بقول عباس میرزا به موسیو ژوبرفرانسوی در۲۰۰ سال پیش: “درآبی که می نوشیم، درخاک مان و یا درآفتابی که بر سرما می تابد عناصری وجوددارند” که ما ایرانیان را این همه متمایل به مفاسد اقتصادی می نمایند؟ آیا در کشورهای دیگر هم این همه دستگاه، سازمان، نهادهای مراغبتی، حفاظتی، حراستی، بازرسی، نظارتی، تعزیراتی، اطلاعاتی، امنیتی و…. که در نظام ما برای کنترل و مراغبت تشکیل شده، وجوددارند؟ آیا در جوامع دیگر هم این همه دقت، وسواس، بررسی، موشکافی و رسیدگی های عقیدتی، سیاسی، اخلاقی، اطلاعاتی و امنیتی که ما درجریان انتصاب، انتخاب، استخدام وگزینش مدیران مان بکارمی بریم، اساسا وجوددارند و اعمال می شوند؟

می دانیم که پاسخ به همه این پرسش ها منفی است. در جوامع دیگرنه این همه دستگاههای عریض و طویل مراغبتی، نظارتی و”مچ گیری”وجود دارند، و نه این همه بررسی، دقت و مته به خشخاش گذاردن بهنگام استخدام و یا عزل و نصب های مدیران و مسئولین شان صورت می گیرد؛ مع ذالک نه این همه فساد در جوامع شان وجود دارد، و نه مدیران و مسئولین شان این همه مثل ما خطاکار و “کج دست” از آب درمی آیند.

جناب دکتر روحانی بزرگوار، بزرگترین گامی که در جهت مبارزه با فساد و بقول خودتان “ریشه یابی” آن می توانید بردارید، طرح همین پرسش ساده است که “مارا چه می شود که این همه فساد در جامعه مان بوجود آمده؟” طرح این سئوال باعث می شود که بجای رفتن بدنبال آدرس های بیهوده ایی که یک عمر است در مبارزه با فساد بدنبال آنها رفته ایم همچون “ضرورت یک عزم واراده ملی (بمنظور مبارزه با فساد)”؛ “همکاری و هماهنگی میان سه قوه”؛ “برخورد قاطع و انقلابی با مفسدین (تا دیگران درس عبرت بگیرند)”؛”وضع قوانین و اجرای مقررات سخت گیرانه تر”و سایر راه حل های بی حاصل، برای یکبار هم که شده از خودمان بپرسیم که چرا در جوامع دیگر که نه این همه دستگاه های بگیر و ببند دارند، نه این همه اصرار می  ورزند که مدیران و مسئولین شان متدین و طرفدار نظام های شان باشند، نه جرمی بنام”مفسد فی الارض”دارند، و نه کسی را به این اتهام تا کنون اعدام کرده اند، یک دهم و شاید یک صدم ما مفاسد اقتصادی ندارند؟

شاید اگرجنابعالی این پرسش را مطرح نمایید سرانجام موفق به این کشف بزرگ شویم که ریشه فساد نه در آب ایران است نه درخاک آن؛ نه ما ایرانی ها بیشتر از دیگران تمایل به فساد داریم و نه مشکل درتوطئه های دشمنان نظام است و نه درنبود قوانین و مقررات. مشکل درنظام اقتصادی بیمار، ناکارآمد و فاسد دولتی حاکم برکشورمان است. ظرف ۲۵۰سالی که از انقلاب صنعتی و شکل گرفتن اقتصاد آزاد می گذرد تا به امروز حتی محض نمونه یک اقصاد دولتی موفق نتوانسته ظاهر شود.

اقتصادفاسد و ناکارآمد دولتی حاکم برایران هم نخواهد توانست استثنایی براین قاعده تاریخی شود. تنها محصول موفق اقتصاد دولتی ایران فساد وفساد و بازه فسادبیشتر بوده است.

بیست وهفت سال پیش جناب هاشمی رفسنجانی که قدرت و اقتدارشان بسی بیش ازجنابعالی می بودبعلاوه مخالفین شان هم به همان نسبت ازمخالفین امروزی شما کم عده وعده ترمی بودند، با یک عزم واراده راسخی به سودای تخریب اقتصاد درمانده دولتی کشور(که آنروز یک صدم فساد امروزی هنوزدرآن ظاهرنشده بود) وارد پاستورشدند.

اما هنوز به نیمه راه ریاست جمهوری شان نرسیده بودند که مجبور شدند سودای اقتصاد آزاد ادام اسمیت را از سر بدر کنند و به همان”سازندگی”بسنده نمایند. هنوز بعد از گذشت سه دهه ایشان متهم هستند که “نسخه بانک جهانی را می خواسته اند درکشور اجرء نمایند و الگوی توسعه شان این بوده که ایران را تبدیل به “ژاپن اسلامی” نمایند”. واقعا هم باورنکردنی نیست که کسی خواسته باشد چنین ضربه و لطمه ایی به کشورش وارد کرده باشد و آنرا تبدیل به ژاپن نماید. احتمال موفقیت جنابعالی دردست بگریبان شدن با ریشه های عمیق ترمفاسد اقتصادی و جایگزین نمودن اقتصاد فاسد دولتی ایران با اقتصاد آزاد ادام اسمیت یقینا و بطریق اولی از آقای هاشمی رفسنجانی هم بمراتب کمتر می باشد.

می ماند این پرسش که پس چرا می نویسم و امیدم به چیست؟ می نویسم چون امیدم بحضرت باریتعالی است. می نویسم تا جنابعالی را وادارنمایم تا مرتبه بعدی که در تلویزیون ظاهر شدید، به این پرسش مجبور شوید پاسخ دهید که چرا روزبه روزما داریم بیشتر و بیشتر در فساد فرومی رویم؟ می نویسم تا شاید فردا روزی فرزندان مان توانستند گامی را که نسل ما نتوانست بردارد، و نتوانستیم این بنای اقتصاد فاسد و ناکارآمد دولتی را از جای برکنیم و برروی ویرانه های آن بنای اقتصاد مدرن و موفق ادام اسمیت را بنا نهیم تحقق ببخشند. می نویسم تا نسل های بعدی بدانند که اجدادشان آنقدر ایدئولوژیک زده بودند که اقتصاد آزاد و ژاپن شدن را ننگ و عار می پنداشتند.

ایام بکام باد
صادق زیباکلام
سیزدهم شهریورماه یکهزار و سیصد و نود و پنج

ارسال دیدگاه

کد امنیتی *