کد خبر: 2350

تاریخ انتشار: ۱۳۹۳/۰۱/۲۵ - ۸:۰۷

میم مثل مادر، میم مثل مدینه / حکایت مادرانی از جنس مدینه صیدانلو

 

میم مثل مادر، حکایت مادرانی از جنس مدینه صیدانلو مادر سه شهید مازندرانی است که وقتی خبر شهادت فرزندانشان را می شنید، مژدگانی می داد، اینان شیرزنانی از نسل ام البنین هستند که باید به احترامشان ایستاد.

 

شرق پرس: آیین تکریم از مادران شهید مازندران بهانه ای شد تا پای دلگویه ها و مادرانه های شهیدانی بنشینیم که نه یک فرزند بلکه چند فرزند را تقدیم نظام اسلامی کرده اند.

اینجا آیین تکریم از مادرانی است که سه تا چهار فرزندنشان را در دوران دفاع مقدس تقدیم کرده اند و به احترام آنان همه جمعیت به پا خواسته اند چرا که بهشت زیرپای آنان قرار دارد.

مادر شهیدان باطبی که سه دسته گلش در راه خدا شهید شده اند، می گوید: من فرزندانم را در راه اسلامی و نظام تقدیم کردم و با این کار دینم را به انقلاب و کشورم ادا کرده ام.

وضع حجاب نگران کننده است

خانم عذرا باطبی از دغدغه هایش می گوید و حجاب را مهمترین دغدغه می داند و با بیان اینکه وضع حجاب در جامعه نگران کننده شده است، می گوید: این وضعیت زیبنده جامعه اسلامی نیست.

وی از مسئولان می خواهد تا در سخنرایها و جلسات بیشتر به موضوع حجاب و عفاف بپردازند.

مدینه صیدانلو مادر شهیدان سید کاظم، سید مهدی و سید جعفر حجازی از گلوگاه که خود از شیر زنان زمان انقلاب و جنگ بوده است، گفت: قبل انقلاب با چراغ گردسوز، شب ها به خواندن روزنامه می پرداختیم و از جریانات انقلاب آگاه می شدیم و با لباس مردانه به تنهایی خارج از شهر شبگردی و روز گشتی می کردیم.

این مادر شهید که ۳۰ سال به آموزش قرآن کریم مشغول است، از خاطراتش در مناطق جنگی اروند رود و شلمچه و از فرزندان شهیدش می گوید، که می خواستند به جبهه بروند و من به خواسته آنها احترام می گذاشتم زیرا امانتی را که خدا داده را باید به نحو احسن به صاحبش تحویل داد.

مادر شهیدان حجازی از احساسش بعد از شنیدن شهادت فرزندانش می گوید که بعنوان یک مادر گریه می کنم اما خوشحال هم هستم چرا که آنها به اهدافی که می خواستند، رسیدند و بنده امانت خدا را پاک و سالم به صاحبش تحویل دادم.

این مادر شهید نیز حفظ حجاب را از دغدغه ها بیان می کند و می گوید: من بعنوان یک مادر شهید هیچ وقت اسمی از شهیدان خود در زمان تذکر به بنده ای نمی آورم و باید جوانان با حضور در مراسم های یادواره شهدا و سخنرانی های منبر برای حفظ حجاب و عفاف خود تلاش کنند.

مژدگانی برای شهادت فرزندان

مادر شهیدان حجازی از خبر شهادت اولین پسر خود می گوید: وقتی که مامور با نامه ای به درب منزل آمد و خبر شهادت سید کاظم را داد،تشکر کردم و گفتم مژدگانی لازم است که همراه ندارم.

 

 

وی با بیان اینکه نامه خبر شهادت پسرم را زیر فرش گذاشتم و به همسرم و فرزندانم هیچ نگفتم، تصریح کرد: پس از ۱۵ روز مردم از شهادت فرزندم آگاه شدند و در مراسم های عزاداری با یکدیگر پچ پچ می کردند و به آنها تذکر می دادم که برای عزاداری امام حسین (ع)  درو هم جمع شده ایم.

مادر شهیدان حجازی خاطرنشان کرد: تشیع جنازه فرزندم در ماه مبارک رمضان بود و از من خواستند که افطار کنم و ماشین سوار شوم به آنان گفتم آیا حضرت زینب (س) برادرانش را تشیع کرد که من فرزند خود را تشیع کنم ؟ و از من خواستند که جنازه فرزندم را ببینم اما من مخالفت کردم.

صیدانلو مادران شهیدان حجازی ادامه می دهد، بعد از یکسال فرزند دومم سید مهدی که متاهل بود خبر شهادتش را اعلام کردند و با این وجود در برابر دشمن استقامت و پایداری کردیم و پس از چندی خبر شهادت سید جعفر را برای ما آوردند.

همچنین همسر و مادر شهید عظیمی و خواهر شهید صیدانلو از خاطرات خود گفت: وقتی همسرم شهید شد ۳۰ ساله بودم با ۵ فرزند که به زندگی ادامه دادم، پسرم دوم راهنمایی بود که برای دفاع از مملکت به جبهه های جنگ حق علیه باطل رفت و من بعنوان یک مادر مخافت نکردم و وی را به خدا سپردم.

وی با اشاره به اینکه بعد از چهار بار رفت و آمد از جبهه، در عید نوروز خبر شهادتش را برای من آوردند اظهارداشت: شهید شدن پسرم را شب سالگرد برادرش و در مراسم فاطمیه در خواب دیدم که سفره ای سفید همراه با گل، میوه و شیرنی پهن کردم و اینکه همه همرزمان فرزندم از پا مجروح شدند و به غیر از پسرم همه برگشتند.

این همسر شهید بیان کرد: وقتی خبر شهادت پسرم را به برادر بزرگش دادند، گفت مادرم با خبر است و هیچ ناراحت نیست.

همسر و مادر شهید زمانی خرمشهری که در ساری زندگی می کند از زمان شهادت همسرش و فرزندش می گوید که زمانی که عراق به خرمشهر حمله کرد دیگر آنها را ندیدم و تا یک مدتی فکر می کردم آنها اسیر هستند و به همین جهت تحت پوشش بنیاد شهید و امور ایثارگران نبودم تا اینکه یک طلبه ای به دخترم گفت که فردا برای ثبت نام به مدرسه شاهد برود و من به بنیاد شهید مراجعه کنم.

همچنین همسر و مادر طلبه شهید اصفهانی با بیان اینکه همسرم در چهارم فروردین سال ۶۱ در عملیات فتح المبین به شهادت رسید، اذعان داشت: همسرم از ۱۷ سالگی در قبل و بعد انقلاب فعالیت دینی و انقلابی داشت و در زمان شهادتش بعنوان فرمانده عملیات فتح المبین بود.

وی به وصیت نامه همسرش اشاره و اذعان داشت: بعد از شهادت من یکی از فزرندانم باید برای خواندن درس حوزوی به حوزه علمیه برود و همچنین اگر جنگ ایران و عراق بود به جبهه و اگر جنگ پایان یافت برای کمک به مردم فلسطین برود.

مادر شهید اصفهانی افزود: بعد از شهادت همسرم فرزند بزرگم به جبهه رفت و سالم برگشت و پسر دومم که در حوزه علمیه قم بود با اصرار زیاد به جبهه رفت و شهید شد.

وی با اشاره به اینکه برخی مردم فکر می کنند که من به زور آنها را به جبهه فرستادم اشتباه است چرا که همسرم خود دوست داشت و برای کمک به جبهه که امام راحل خواستار کمک شده بود ماشین و خانه را فروخت و پولش را به جبهه فرستاد.

در مازندران ۱۰ مادر ۳ شهید، ۱۲ همسر و مادر شهید، ۲ خانواده بالای ۲ شهید، ۶ هزار و ۶۲ والده شهید در قید حیات اند و در زمان جنگ در استان ۲ هزار و ۷۳۰ شهید متاهل، ۳۴۰ خانواده ۲ فرزند ، ۱۷۷ تک فرزند پسر ، ۸ خانواده تنها فرزند خود را تقدیم انقلاب کردند./مهر

 

/انتهای خبر

ارسال دیدگاه

کد امنیتی *