کد خبر: 6973

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۰۶/۰۱ - ۱۵:۳۴

به بهانه روز جهانی مسجد

«عبادت» شیفتی نیست/ قهوه خانه سنتی یکسره باز است اما مسجد نه!

مساجد شده اند نوبتی و سُک سُکی. سه بار در روز باز می شوند و باقی ساعات بسته اند. این شرم آور است که مثلا یک بستنی فروشی یا سی دی فروشی یکسره باز است اما مسجد به عنوان محل عبادت و رجوع ایمانی در ساعاتی خاص باز می شود و باقی اوقات برای رسیدن به آستانه عشق به در بسته می خوریم.

تیتر ۳: تا همین چند سال پیش مسجد فقط جایی برای نمازخواندن و چرخاندن مرده نبود. تابستان ها کلاس های مختلف فرهنگی  و ورزشی داشت از تواشیح و سرود و حفظ قرآن گرفته تا مسابقات والیبال و فوتبال دستی. قبلا مسجد محل آموزش بود. کله سحر درش را باز می کردند و تا ۲ ساعت بعد از اذان مغرب هم یکسره باز بود. در این مدت آنقدر رفت و آمد به مسجد می شد که شماره اش از دستت درمی رفت.

مسجد

حالا اما مساجد شده اند نوبتی و سُک سُکی. سه بار در روز باز می شوند و باقی ساعات بسته اند. این شرم آور است که مثلا یک بستنی فروشی یا سی دی فروشی یکسره باز است اما مسجد به عنوان محل عبادت و رجوع ایمانی در ساعاتی خاص باز می شود و باقی اوقات برای رسیدن به آستانه عشق به در بسته می خوریم.

حالا مساجد ما بیشتر از آنکه محل عبادت باشند محل عزاداری اند، باید پول حسابی بدهی تا مسجد را کرایه کنی برای ختم عزیزانت. بعضا در یک روز چند مجلس ختم برقرار می شود و تا فامیل ها و اشنایان رفتند، فوری در مسجد را می بندند انگار مسجد در محاصره است و سپاه دشمن قرار است از فرصت درهای بازش برای حمله استفاده کند!

 دیگر اگر کسی غریب و تنها و خسته است نمی تواند روی مسجد حساب کند.

دیگر اگر زنی آواره و ترسیده باشد نمی تواند سراغ مسجد را بگیر.

اگر کسی دلش گرفت و خواست در خانه خدا زار بزند و طلب استغفار کند باید یک لنگه پا منتظر بماند تا موعد بعدی اذان، که دیگر هم حس و حالش را از دست داده و هم قدرت جذبش را.

در روز جهانی گرامیداشت مساجد البته باید حرف های خوب زد. نه اینکه حرف خوبی نباشد، به هرحال در چتند سال گذشته حرمت مساجد قدیمی تا حدودی حفظ شده و برخی از آنها مثل مسجد جامع ساری را مرمت کرده اند، اما مرمت ظاهری مسجد کافی نیست، مسجد خود محل مرمت قلب هاست اما دیگر مثل گذشته چشمش به روی جوان ها روشن نمی شود.

جوانترها را می توانی در قهوه خانه های سنتی کیپ به کیپ و شانه به شانه پیدا کنی اما باید خوش شانس باشی که مثلا موقع نماز ظهر، به جز بازاری ها حداقل  ۲۰جوان را در مسجد جامع ساری ببینی. تا دو دهه پیش بین بچه های محل برای مکبر شدن و موذن شدن در مسجدِ محل دعوای خونینی به پا می شد، اما امروز حتی دو رقیب هم برای این ماموریت روحانی پیدا نمی شود!

این ایرادها مدت هاست به چشم می آید و مدت هاست به آسانی از کنارش می گذریم. به جز ماه های رمضان و محرم و صفر که بنا به عادت معهود( آنهم در برخی روزهای خاص) می شود جوان ترها را هم دید در باقی اوقات سال مساجد ما شده خانه سالمندان.

نام نویسی برای کلاس های تابستانه مسجد بد نیست اما نسبت به گذشته کاهشی چشمگیر داشته ضمن اینکه دیگر مثل سابق نیست که خانواده ها ضروری بدانند باید تابستان ها بچه های شان را با فضای مسجد آشنا کنند.

آن احساس نیاز به فضای ملکوتی طاق ضربی ها و کاشی های فیروزه ای از بین رفته و دیگر سخت است چهره های تازه را در حوض مسجد به تماشا بنشینی.

البته معضل مساجد ما تنها به همین غیبت جوانها محدود نیست. مسجد کارکرد خودش را ضعیف کرده است. مسجد محل اعتراف است. محل تضرع و عشق، خانه روزهای خوش رویاهای بی پرده. ایستگاه قطار پرسرعت به سوی آسمان.

کانون مساجد مازندران چند سالی است که سعی می کند برنامه های متنوعی داشته باشد اما فارغ از این برنامه های کاغذی که برای پر کردن رزومه ها خوب است، آیا واقعا تفکری جدی برای جلب نظر قشر جوان و میانسال جامعه، مخصوصا بانوان به مساجد وجود دارد؟

به همین خاطر است که انتظار داریم تمام نهادهای فرهنگی مخصوصا اوقاف و فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران در این زمینه ایده های تازه ای ارائه کنندو بگویند چطور می توان بدون اینکه شعاری و سلبی رفتار کرد جامعه معاصر را با سنت های قلبی و معصومانه اش آشتی داد.

سوال ها فراوان است و شاید در فرصتی نه چندان دور به شکلی مفصل تر به سراغ این موضوع آمدیم اما تا آن روز این را یادمان باشد که اگر مسجد را از کارکرد اصلی خودش تهی کرده و تنها به محلی برای نمازخواندن یومیه بدل کنیم و باقی اوقات درش را ببندیم، زیانش را جایی خواهیم دید که حتی فکرش را هم نمی کنیم./

منبع: عبارت

ارسال دیدگاه

کد امنیتی *