کد خبر: 4209

تاریخ انتشار: ۱۳۹۳/۰۳/۱۹ - ۳:۵۸

درخواست ۲ میلیاردی اولیای دم برای رضایت

 

واقعا تهیه دو میلیارد تومان برایم غیر ممکن است و خانواده‌ام نیز چنین پولی ندارند، آنها اگر تمام زندگیشان را در شهرستان بفروشند یک پنجم این رقم را هم نمی‌توانند تامین کنند.

 

 

شرق پرس: یک بار پیش از آنکه آفتاب روز چهارشنبه بالا بیاید پای چوبه‌دار رفته و در ۳۸ سالگی سردی طناب را دور گردنش حس کرده، همان روز که خانواده اولیای دم با فریاد اعلام کردند بخشیدیم! حالا او ۴۰ ساله و همچنان منتظر اجرای حکم قصاص است و اگر دو میلیارد تومان به حساب اولیای دم واریز نکند این بار زبری طناب‌دار بیشتر گلویش را فشار می‌دهد، آنقدر که بمیرد! این جملات شرح حال علیرضاست که روزها و شب‌هایش در زندان رجایی‌شهر می‌گذرد.

به نوشته اعتماد، گفت‌وگو با او در زندان رجایی‌شهر انجام شد و آنچه می‌خوانید تنها گفته‌ها و تعریف‌های خودش از ماجراست و «اعتماد» آمادگی انتشار توضیحات مسوولان قضایی و اولیای دم را دارد.

شما مرتکب قتل شدی، خودت هم این موضوع را پذیرفته‌یی، از روزهایی که تصمیم به این کار گرفتی تعریف کن.

چندین سال با مرحوم« ع» کار می‌کردم، او مالک یک کارخانه تولید، فایل، کمد و… در جاده ماهدشت کرج بود و به دلیلی که نمی‌دانم از کار اخراجم کرد. او یک برگه سفید امضا از من گرفته بود و به همین دلیل پس از اخراج از کارخانه‌ نتوانستم برای احقاق حقم کاری کنم. شرایط بد اقتصادی و فشاری که روی من بود مرا به این فکر انداخت که او را بترسانم و برای همین اسلحه‌یی از کرمانشاه تهیه کردم و چون ورودم به کارخانه ممنوع شده بود در روز ۳۰ خرداد سال ۸۵ به مقابل کارخانه رفته و منتظر ماندم که خارج شود. هنگام شب زمانی که مرحوم « ع» از کارخانه خارج شد، همدست دیگرم به بهانه پرسیدن آدرس جلویش را گرفت و من در همین فرصت از در عقب سوار ماشین خودرو شدم.

گفتی که می‌خواستی مرحوم« ع» را بترسانی، این حرف یعنی قصد کشتنش را نداشتی، راه دیگری جز اسلحه‌کشی برای ترساندن مقتول نبود؟!

واقعا قصد کشتن آقای « ع» را نداشتم، او ۴۱ ساله بود و زن و بچه داشت به همین دلیل واقعا قصد کشتنش را نداشتم اما نمی‌دانم چطور شد که این اتفاق افتاد و امروز حتی بازگو کردنش حالم را بد می‌کند. از کاری که کرده‌ام پشیمانم.

همدستت کجاست؟

به ۱۰سال حبس محکوم شد.

ازدواج کردی؟

مجردم و ساکن کرج بودم، خانواده‌ام هم ساکن کرمانشاه هستند.

از خانواده مقتول چه می‌خواهی ؟

از آنها می‌خواهم که مرا ببخشند؛ من از کاری که کرده‌ام پشیمانم اما از ماندن در زندان هم خسته شده‌ام، هشت سال است که در زندانم و بهترین روزهای زندگی‌ام در زندان سپری شده؛ زمان دستگیری من ۳۲‌ساله بودم و حالا ۴۰ سال را رد کرده‌ام.

به هر حال مرتکب قتل شدی و این هم تاوان کاری است که انجام داده‌یی، برای رضایت چه کار کرده‌یی؟

یک بار تا پای‌دار پیش رفتم، روز بیستم دی ماه سال ۹۱ بود که پای چوبه‌دار خانواده مقتول گفتند که مرا بخشیده‌اند و تنها چند شرط دارند. من و خانواده‌ام از این موضوع بسیار خوشحال بودیم اما حدود ۲۰ روز بعد وقتی برادرم به دادگاه رفته بود، فهمیدیم یکی از شروط اولیای دم برای رضایت پرداخت دو میلیارد تومان به آنهاست و این رقم را برای جلوگیری از ایجاد مزاحمت از سوی من برای خودشان اعلام کرده‌اند.

حدود دو سال از آن روز گذشته، نتوانستی این پول را جور کنی؟

واقعا تهیه دو میلیارد تومان برایم غیر ممکن است و خانواده‌ام نیز چنین پولی ندارند، آنها اگر تمام زندگیشان را در شهرستان بفروشند یک پنجم این رقم را هم نمی‌توانند تامین کنند.

پس چه کار می‌کنی؟

چند بار خانواده‌ام قصد ملاقات با خانواده مقتول را داشتند که نشد، من از وضع آنها هم با خبرم، خانواده‌ام شرایط خوبی ندارند و از طرف دیگر به خانواده مرحوم «ع» هم حق می‌دهم اما تحمل این شرایط برایم سخت شده به قاضی پرونده‌ام و رییس دادسرای ناحیه ۲۷ نامه نوشتم و خواستار تعیین تکلیف وضعیتم شدم چون پول ندارم باید سال‌ها در زندان بمانم و حتی تصور این موضوع هم برایم عذاب‌آور است.

صحبتت با اولیای دم چیست؟

از اولیای دم می‌خواهم که مرا ببخشند، من واقعا از کاری که مرتکب شده‌ام پشیمانم و می‌خواهم حالا که بیشتر از نیمی از عمرم سپری شده و بهترین سال‌های آن را نیز در زندان بودم برای باقیمانده عمرم برنامه‌ریزی کنم. من واقعا نمی‌توانم دو میلیارد تومان را تهیه کنم و اگر برایم مقدور بود، خیلی بیشتر از این مبلغ را نیز به خانواده مرحوم «ع» تقدیم می‌کردم. آنها عزیزشان را از دست داده‌اند و من بابت این کار واقعا متاسفم اما من و سه برادر و سه خواهرم حتی اگر با هم جمع شویم نمی‌توانیم یک پنجم این مبلغ را تهیه کنیم. خواهش من از آنها این است که مرا ببخشند و فرصت زندگی دوباره به من بدهند.

 

/انتهای خبر

 

ارسال دیدگاه

کد امنیتی *