کد خبر: 11155

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۰۷/۲۶ - ۱۲:۳۳

تنها بازیگر زنده فیلم برباد رفته را ببینید!

تیتر 3 » اولیویا تنها بازیگر در قید حیات ۹۷ ساله ی فیلم « بربادرفته » محصول ۱۹۳۹ است که حضورش در برخی جشن ها و جشنواره ها خاطرات سال های دور هالیوود را برای مخاطبان و سینما دوستان زنده می کند.

اولیویا دی‌هاویلند
به گزارش تیتر ۳، اولیویا دی‌هاویلند در روز اول جولای سال ۱۹۱۶ درشهر توکیو متولد شد. پدر او از تحصیلکرده دانشگاه کمبریج انگلستان بود که برای تدریس در یک دانشگاه ژاپنی به توکیو اعزام شده بود و مادرش لیلیان آگوستا، فارغ التحصیل آکادمی سلطنتی هنرهای دراماتیک لندن بود و به بازی در تئاتر اشتغال داشت که البته در پی مهاجرت به ژاپن، کار در تئاتر را کنار گذاشته بود.

بربادرفته-300x164

با آن که پدر اولیویا مردی ثروتمند بود اما آنها خانواده خوشبختی نبودند زیرا پدرش مردی خیانتکار بود. در سال ۱۹۱۷، جون خواهر کوچک تر اولیویا – و بازیگر آینده سینما- متولد شد. پس از تولد جون، مادرش، او و اولیویا را به انگلستان بازگرداند و از پدر جدا شد.

پدر در توکیو باقی ماند و با یک زن ژاپنی ازدواج کرد. از آن به بعد لیلیان، دانش نمایشی خود را در اختیار دخترانش قرار داد و به آن ها که در سن دبستان بودند نمایشنامه های شکسپیر را آموخت. در سال ۱۹۲۵ و پس از آن که طلاق مادر و پدر رسمیت یافت لیلیان با مردی ثروتمند به نام جورج فونتین ازدواج کرد و نام خانوادگی فونتین را برای خود برگزید.

فونتین نه تنها به مادر اولیویا کمک کرد که در کارش پیشرفت کند و دوباره بازیگری را از سربگیرد بلکه اولیویا و خواهرش را نیز به مدرسه هنری نتردام فرستاد و موقعیت بازی در نقش های کوچکی را در نمایش ها و فیلمهای مختلف برای آن دو فراهم آورد. آن ها به آمریکا سفر کردند و در سال ۱۹۳۳، اولیویا با بازی در نمایش«آلیس در سرزمین عجایب» در برادوی به شهرت رسید. این نمایشی بود که او نقش کلیدی را درآن برعهده داشت.

با موفقیت این نمایش و البته حمایت مادر و ناپدری اش، به تدریج در سینما نیز نقش هایی به اولیویا پیشنهاد شد. او از سال ۱۹۳۵، سینما را با بازی در نقش های کوچک آغاز کرد و بعد عهده دار نقش های مکمل شد.

به مرور در فیلمهای درجه دو هالیوودی، نقش اول بدست آورد. در سال ۱۹۳۸، با بازی در فیلمی تجاری «رابین هود» به شهرت دست یافت و توانست بازیگر نقش اول بسیاری از فیلمهایی شود که در آن سال و سال بعدش ساخته شد اما شانس زمانی به او روی آورد که دیوید او.سلزنیک تهیه کننده بزرگ هالیوود پیشنهاد بازی در فیلم «بربادرفته» را به او داد.

درواقع در ابتدا، جون، خواهر هاویلند برای بازی در این نقش دعوت شده بود که وقتی کارگردان او را رد کرد، جون خواهرش را پیشنهاد کرد و این گونه بود که اولیویا توانست با جلب رضایت عوامل مهم فیلم عهده دار نقش ملانی هامیلتون شود. گرچه کاراکتر ملانی به اندازه اسکارلت به چشم نمی آمد و به عبارتی نقش مکمل محسوب می شد اما حضور در چنین فیلم بزرگ و با ابهتی شانسی بزرگ و برای بسیاری از بازیگران هم نسل هاویلند دست نیافتنی محسوب می شد.

برخلاف اسکارلت، ملانی آنقدر آرام و باوقار بود که همراهی و همدلی بسیاری از مخاطبان را به خود جلب نمود و این گونه بود که هاویلند به یک ستاره تبدیل شد. او در سال ۱۹۴۰ برای بازی در این فیلم نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد که البته این جایزه را نبرد.

پس از درخشش در «بربادرفته» نقش هایی مهم به او پیشنهاد شد و هاویلند دیگر بازیگر نقش های مکمل نبود. کمپانی برادران وارنر پیشنهاد بازی در «زندگی خصوصی الیزابت و ایسکس» را به او داد و بازهم او در فیلمی درام تاریخی جلوی دوربین رفت. در سال های دهه ۱۹۴۰، اولیویا بهترین دوران حرفه ای حضورش در سینما را سپری کرد.

در سال ۱۹۴۲، در فیلم «مانع سحربشو!» محصول کمپانی پارامونت جلوی دوربین رفت، فیلمی که یک نامزدی اسکار دیگر را برایش به ارمغان آورد. در همان سال در فیلمی وسترن با نام «آنها چکمه به پا مردند» حضور یافت.

ارول فلین بازیگر دیگر فیلم بود و فروش آن بسیار بالا. اولیویا در سال های میانی دهه ۱۹۴۰ در فیلمهای زیادی بازی کرد که از میان آن ها «هر یک به نوبه خود» (۱۹۴۶) سرانجام جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول را برای او به همراه آورد. او بسیار خوش شانس بود زیرا در سال ۱۹۴۸ بار دیگر برای درام روانشناسانه ای به نام «لانه مار» نامزدی جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن را بدست آورد.

در سال ۱۹۴۹، او در فیلمی با عنوان «وارث» جلوی دوربین رفت و در سال ۱۹۵۰ برای آخرین بار نامزد و برنده جایزه اسکار شد.

اولیویا، کار در دهه ۱۹۵۰ را با تأخیری دو ساله آغاز کرد. دلیل این امر ازدواج و تولد پسرش بود. اولیویا ترجیح می داد وقت بیشتری را صرف خانواده اش کند و برای همین مرتکب چند خطای بزرگ شد و چند نقش خوب سینمایی را از دست داد که یکی از آنها نقش بلانش در فیلم «اتوبوسی به نام هوس» بود. نقش به همکار و دوست قدیمی او ویوین لی رسید، بازیگری که در «بربادرفته» نیز نقش اول را بازی می کرد و به نظر می رسید رقابتی دیرینه میان او و اولیویا در جریان است. ویوین برای بازی در این فیلم برنده جایزه اسکار شد و اولیویا گرچه برای از دست دادن نقش افسوس خورد اما از بابت این که دوستش برنده اسکاری دیگر شده است ابراز خوشحالی کرد.

ازدواج هاویلند و همسرش مارکوس گودریچ فیلمنامه نویس چندان به طول نینجامید . اولیویا که از این شکست سرخورده شده بود خانه اش را از لس آنجلس به پاریس انتقال داد و البته برای بازی در هالیوود بیشتر وقت خود را در آمریکا سپری می کرد. در سال ۱۹۵۲ در فیلم نه چندان درخشان «عموزاده ام راشل» نقش اول زن را در کنار ریچارد برتون ایفا کرد.

در سال ۱۹۵۵ او با ژورنالیست فرانسوی پی یر گالان ازدواج کرد و همان سال دومین فرزندش را به دنیا آورد. این اتفاق بازهم او را از سینما و بازیگری دور کرد اما دیری نپایید که آغازی دوباره را تجربه نمود و به بسیاری از پیشنهاداتش پاسخ مثبت داد. او به دهه پنجم زندگی اش وارد شده بود و این امر انتخاب ها را برای او دشوار ساخته بود. در سال های پایانی این دهه در چند فیلم متوسط مثل «آن زن»، «نه به عنوان یک غریبه»، « افترا» و چند فیلم دیگر بازی کرد که هیچ یک موفقیت آنچنانی را برایش در پی نداشتند هرچند اولیویا این نقصان را با بازی در نمایش های برادوی و سریال های تلویزیونی جبران می نمود.

دهه ۱۹۶۰ دوران بهتری را برای او به ارمغان آورد. او در آن دهه به هیچ وجه پرکاری سال های جوانی اش را تکرار نکرد اما توانست در چند فیلم خوب بازی کند. یکی از آن ها «زنی در قفس» بود که اولیویا نقش زنی میانسال را در آن بازی می کرد که برای چند روز در آسانسور خانه اش زندانی می شود. با آن که بازی اولیویا در فیلم چشمگیر بود اما به دلیل خوش ساخت نبودن فیلم، به بازی او نیز در آکادمی توجهی نشود و نامزدی اسکار نصیب این بازیگر نشد.

از دیگر فیلمهای مهم او در این دهه «هیس…شارلوت عزیز» بود که در آن اولیویای ۴۸ ساله با بت دیویس بزرگ همبازی شده بود. آن ها دوست هایی صمیمی بودند و بنابراین بازی در فیلم برای هر دوی آنها بسیار لذت بخش بود. این فیلم در ۷ رشته نامزد جایزه اسکار شد با این حال نه بت دیویس و نه اولیویا هیچ یک نامزد این جایزه نشدند. تنها اگنس مورهود بازیگر نقش مکمل فیلم نامزد جایزه اسکار شد و بت دیویس هم چند جایزه جنبی را برای آن بدست آورد. اما پس از این فیلم اولیویا بیشتر در سریال های تلویزیونی حضور یافت، امری که بسیاری از هم نسلانش از آن سرباز می زدند و اولیویا آن را با کمال میل پذیرفت و اتفاقاً درآن موفق هم عمل کرد.

در دهه ۱۹۷۰ در چند فیلم بازی کرد که شاید فیلم «فرودگاه ۷۷» با بازی جک لمون مهم ترین آن ها بود. در سال ۱۹۷۹، اولیویا از همسرش جدا شد و به آمریکا بازگشت. او دهه ۱۹۸۰ را با بازی در چند سریال بسیار محبوب سپری کرد و دیگر در سینما حضور نیافت. «شمال و جنوب: کتاب دوم»، «قایق عشق» و «آناستازیا: راز آنا» مهم ترین این سریال ها بودند که اولیویا برای بازی در «آناستازیا» برنده جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش دوم زن سریالهای تلویزیونی شد و جایزه مهم «امی» را نیز به دست آورد.

پرونده ی این سریال درسال ۱۹۸۸ بسته شد و اولیویا نیز با پایان آن بازنشستگی خود را در سن ۷۲ سالگی اعلام نمود. در حالی که بسیاری از هم نسلان او هنوز به بازی در فیلم ها و سریال ها ادامه می دادند او تصمیم گرفت که در اوج خود را از این عرصه دور کند. جون، خواهر اولیویا نیز هنوز در قید حیات است. جون و اولیویا تنها خواهرانی بازیگری بوده اند که توانستند اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن را بدست آوردند و این اتفاق میان خواهر و برادران بازیگر دیگر تکرار نشد. علیرغم این که این دو خواهر را از موفق ترین بازیگران زن دوران طلایی هالیوود می دانند به عقیده بیشتر منتقدان اولیویا عملکردی بهتر از خواهرش داشته است، جوایز بیشتری برده و دفعات بیشتری نامزد و برنده جایزه اسکار گردیده است.

اولیویا، پسرش را در سال ۱۹۹۱ بر اثر بیماری سرطان از دست داد و دخترش در پاریس هم چون پدرش به کار روزنامه نگاری مشغول است. در سال ۲۰۰۸، جورج بوش، جایزه افتخاری یک عمر فعالیت هنری را به او اعطا کرد و در سال ۲۰۱۱ نیز، جودی فاستر از طرف اعضای هیئت داوران فستیوال کن، جایزه یک عمر دستاورد هنری این فستیوال را به دی هاویلند داد.

گفتنی است که اولیویا تنها بازیگر در قید حیات فیلم «بربادرفته» است که حضورش در برخی جشن ها و جشنواره ها خاطرات سال های دور هالیوود را برای مخاطبان و سینمادوستان زنده می کند.

ارسال دیدگاه

کد امنیتی *