کد خبر: 3219

تاریخ انتشار: ۱۳۹۳/۰۲/۱۷ - ۷:۳۶

بی توجهی به ملزومات شهر نشینی

شهرنشینی ملزومات علی اکبر عین اللهی

 

بی توجهی به ملزومات شهر نشینی

شهرنشینی ملزومات علی اکبر عین اللهی

                                علی اکبر عین اللهی

 
اگر نیم نگاهی به اقدامات کشورهای مدرن کنیم در می یابیم آنها برای همه موارد زندگی شهری به تدوین قانون که با عرف و ارزشهای اجتماعی انان همخوانی دارد اقدام کرده اند .و کسانی را که وارد شهر می شوند با این قوانین اشنا می کنند.

 

شرق پرس: از زمان مشروطه تا کنون جامعه ایران در یک سیر شتابان در حال تغییر است این تغییر حاصل تاثیر تکنولوژی و افزایش آگاهی روز افزون جامعه ایران است. این دوعامل باعث تغییر ساختار اجتماعی جامعه ایران شده اند که بعضاً با روند فکر آن تناسب ندارد یا به قول جامعه شناسان عقب ماندگی فرهنگی دارد. در این مقاله تلاش می شود اول تغییرات و پیامدهای آن را به صورت اجمال بیان کنیم ونتایج عقب ماندگی فرهنگی را شرح دهیم و نتیجه حاصل را روشن کنیم.
از مشروطه به بعد با افزایش درآمد ایران و ورود تکنولوژی شهر نشینی تا کنون بدون تناسب رشدکرده است نسبت شهرنشینی به روستایی در ۱۳۹۰ بر اساس اعلام مرکز آمار ایران به ۷۲ درصد رسیده است .
 
روند تغییرات فرهنگی و اجتماعی و سیاسی ایران در شهرها تعیین می شود و موج این تغییرباعث شده است که حتی روستاها چه از نظر فرهنگی و سیاسی از شهرها تبعیت کنند.
شهرها چرا و چگونه رشد کردند ؟با افزایش درآمد شهرنشینان و کاهش درآمد روستاییان میل مهاجرت به شهرها افزایش یافت . شهرها فقط و فقط با فشار مهاجران گسترش یافتند و در آن دولتها هیچ نقشی نداشته اند . تمام تلاش دولت ها رساند امکانات به محلهای تازه تاسیس و افزیش امکانات شهری بوده است .
این باعث شده است شهرها به مناطق بی هویت تبدیل شوند چرا که در نبود برنامه ی گسترش شهری محله ها بی تناسب گسترش یافته و از هویت فرهنگی و اجتماعی خود خارج می شوند دیگر در کلان شهرهای ایران چیزی به عنوان محله، بچه محل و حتی همسایه مفهوم ندارد. البته قابل ذکر است در بعضی از شهرها و حتی در محله های کلان شهر های ایران مواردی مشاهده می شود که هنوز توانسته محله را حفظ کند.
 
در این گسترش بی رویه آنچه در معرض تهدید قرار گرفته است فرهنگ است.انسانها در یک جامعه که تبادل منطقی در آن جریان دارد شناخته می شوند و بر اساس این شهرت اجتماعی منزلت اجتماعی خاصی را اشغال می کند. در حال حاضر در شهرهای ایران این شهرت بجز برای عده ای محدودی وجود خارجی ندارد. این شهرت اجتماعی است که فشار اجتماعی را برای ملزم کردن فرد به رعایت هنجارهای اجتماعی معنی ومفهوم می دهد. حال گسترش بی رویه شهر این امکان را از جامعه گرفته است تا از طریق شناساندن افراد به هم موجب حفظ و قوام هنجارهایش شود. در این ناشناس ماندن افراد و بعضاً عدم ارتباط منطقی ساکنان یک محله حتی یک مجتمع مسکونی باعث شده است افراد هیچ فشار اجتماعی را برای خود متصور نشوند و راحت بتوانند رفتارهای خود را به دلخواه سازمان دهند. سبک زندگی خود را بدون توجه به فرهنگ و هنجار جامعه ای که در آن زندگی می کند طراحی و اجرا کنند.
 
از طرف دیگر ساختار خانواده ایرانی در چند دهه گذشته به سمت کوچک شدن یا هسته ای در حرکت بوده است و از دیگر اتفاقها ارتباط کم اقوام وفامیلها با هم است هر کدام از آنها در گوشه ای از شهر در گمنامی زندگی می کند و توان تاثیر گذاری را بر سبک زندگی هم ندارند. برای اختصار مقاله از اشاره به امار انواع بزه و ناهنجاری و همچنین روند رشد آن در شهرهای ایران صرف نظر می کنم که با مراجعه به خبر روزنامه هامی توانید به آنها دست رسی داشته باشید یا می توانید به سایت مرکز امار مراجعه کنید .
 
در غرب هم این اتفاق بعد از انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب های متعدد بویژه ۱۸۴۸ و همچنین شروع انقلاب صنعتی شهرها در حال گسترده بی رویه بودند دور کیم که شاهد این تغییر بود به فهم قابل توجهی از این تغییرات رسید او با اذعان به اینکه حرکت جامعه ها از جامعه سنتی به مدرن باعث می شود که وجدان عمومی یا همان اخلاق مشترک که مورد تایید دین هم هست ضعیف شود. او برای همین فرهنگ را به دو قسمت تقسیم می کند، یکی فرهنگ معنوی است که قابل اندازه گیری نیست که با اخلاق جمعی یا وجدان عمومی برابر است و یکی هم فرهنگ مادی که شامل : قانون و نهادهای اجتماعی می شود فرهنگ غیر مادی اگر در جامعه نقض شود قابل پیگیری نیست بلکه فشار اجتماعی یا به قول ابن خلدون عصبیت جمعی از آن محافظت می کند. 
 
کشورهای مدرن برای مبارزه با ناهنجارهای اجتماعی تلاش کردن از این فهم استفاده کرده اخلاق را تبدیل به قانون کنند که هم قابل اندازه گیری است و هم قابل پیگیری. در حقیقت فرهنگ را از وجدان عمومی به نهاد اجتماعی تبدیل کردند .باز قابل ذکر است که ابن خلدون هم معتقد است بعد از تشکیل دولت عصبیت عمومی ضعیف می شود و دولت ها برای تقویت آن باید کوشش کنند .
 
در حال حاضر متاسفانه تاکید رسانه ها و مقامات مسئول ایران و جهت گیری اجتماعی انها بر تقویت اخلاق جمعی است که در جای خودش قابل ستایش و تقدیر است. ولی با توجه به اینکه در شهر نشینی جدید با توجه به توضیحات بالا باید اخلاق را تبدیل به قانون کرد تا بتوان بر رعایت آن به جای فشار اجتماعی از نهادهی قانونی استفاده کرد.
 
اگر نیم نگاهی به اقدامات کشورهای مدرن کنیم در می یابیم آنها برای همه موارد زندگی شهری به تدوین قانون که با عرف و ارزشهای اجتماعی انان همخوانی دارد اقدام کرده اند .و کسانی را که وارد شهر می شوند با این قوانین اشنا می کنند.
 
برای اینکه شهرهای ایران را بتوان از این بی قوارگی خارج کرد باید نسبت به گسترش آن طرح های تهیه کرد و به تصویب مجلس و یا نهادی های تخصصی رساند که هیچ مقامی نتواند به تغییر آن اقدام کند . 
 
وظایف شهرداری و همچنین شهروندان بطورمشروح تعریف و در طی یک روند فرهنگ سازی نهادینه شود .
 
از این گذشته نسبت به احیائ محله اقدام کرد البته قابل ذکر است محله های سابق غیر قابل برگشت است .
 
در این باز سازی که یک روند ۲۰ ساله است می توان مدرس محور باشد که دغدغه خانوداه ها است و کشورهای مختلف در این زمینه تجربیاتی دارند .
 
از طرف دیگر در کوتاه مدت چنانکه مقام معظم رهبری هم بر فرهنگ سازی ،ایجاد نظم اجتماعی تاکید دارند مقامات شهری و انتظامی بجای ساخت برنامه های ارشادی متعدد رایو و تلویزیونی سرمایه گذاری خود را باید برتدوین قانون و اطلاع رسانی در زمینه مسئولیت مقامات و شهروندان بگذارند .
 
از رفتارهای و برنامه های سیلقه ای که زود گذر هستند و ضمانت اجرای ندارد و یاد کوتاه مدت دارند بپرهیزند که اعتماد عمومی را به نهاد های قانونی خدشه دار می کند و جبران آن با سرمایه سنگین امکان پذیر است .
 
و موردی که در جامعه ایران مغفول مانده است اجتماعی کردن نونهالان و جوانان است که این از وظایف اموزش و پرورش است دیگر زمان آن گذشته است که یک نفر به تنهایی کتاب درسی طراحی کند باید بر اساس نیاز دانش اموز به دانستنهای شهر ، دینی و غیر با همکاری نهاد های مسئول به تدوین کتاب اقدام کرد.
 
این باعث خواهد شد جوانان بعد از کسب دیپلم با اداب و فرهنگ شهر و مسئولیت شان آشنا باشند .
تابناک
 
 
/انتهای خبر
ارسال دیدگاه

کد امنیتی *