کد خبر: 3845

تاریخ انتشار: ۱۳۹۳/۰۳/۰۵ - ۱۶:۴۲

بعثت در کلام علی(ع)

بعثت در کلام حضرت علی

 

بعثت در کلام علی(ع)

بعثت در کلام حضرت علی

 

 شرق پرس: در اولین خطبه نهج‏ البلاغه، امیرمؤمنان علیه‏السلام، درباره پیامبران ‏و ازجمله پیامبرخاتم و بعثت مى فرماید:

    “پس هرچند گاه پیامبرانى فرستاد و به وسیله آنان به بندگان هشدار داد تا حق میثاق الست ‏بگزارند، و نعمت ‏فراموش کرده را به یاد آرند. با حجت وتبلیغ، چراغ معرفتشان را بیفروزند تا به آیتهاى خدا چشم دوزند، از آسمانى‏ بالا برده و زمینى زیرشان گسترده، وآنچه بدان زنده‏اند و چسان مى‏میرند و ناپاینده‏اند، و بیماریهاى پیرکننده ‏و بلاهاى پیاپى رسنده. و هیچگاه ‏نبود که خدا آفریدگان را بى ‏پیامبر بدارد، یا کتابى در دسترس آنان‏ نگذارد، یا حجتى بر آنان نگمارد، یا از نشان دادن راه راست دریغ دارد.

    پیامبران که اندک بودند و مخالفشان ‏بسیار، و در دام شیطان گرفتار، در کارخویش درنماندند و دعوت حق را به‏ مردم رساندند. گاه پیامبر پیشین نام‏ پیامبر پس ازخود را شنیده، و گاه ‏وصف پیامبر پسین را به امت ‏خویش ‏گفته. زمان این چنین گذرى شد. پدران رفتند و پسران‏ جاى آنان را گرفتند تا آنکه خداى‏ سبحان محمد صلى‏الله‏ علیه ‏و آله، را پیامبرى داد تا دور رسالت را به پایان ‏رساند و وعده حق را به وفا مقرون‏ گرداند، طومار نبوت او به مهر پیامبران ممهور و نشانه‏هاى او درکتاب آنان مذکور، و مقدم او بر همه‏ مبارک و موجب سرور، حال آن که مردم ‏زمین، هردسته به کیشى گردن نهاده ‏بودند، و هرگروه پى خواهشى افتاده ، و در خدمت آیینى ایستاده، یا خدا را همانند آفریدگان دانسته، یا صفتى که ‏سزاى او نیست ‏بدو بسته، یا به بتى‏ پیوسته و ازخدا گسسته. پروردگار،آنان را بدو از گمراهى به رستگارى‏ کشاند و از تاریکىونادانى رهاند.

    سپس دیدار خود را براى محمد صلى‏الله ‏علیه ‏وآله گزید – و درجوارخویش او را پسندید – و از این جهانش ‏رهانید. او را نزد خود برد تا در فردوس اعلى نشیند، و بیش از این سختى ‏این جهان نبیند.

    پس بزرگوارانه او را دیدار ارزانى ‏داشت و او میراثى که پیامبران ‏مى‏نهند براى شما گذاشت، چه آنان ‏امت ‏خویش را وانگذارند مگر با نشان ‏دادن راهى روشن و نشانه‏اى معین.

    کتاب پروردگار در دسترس ‏شماست، حلال و حرام آن پیداست، واجب و مستحب آن هویداست، ناسخ ‏و منسوخش روشن، رخصت و عزیمت‏ آن معین، خاص و عامش معلوم، پند ومثلهایش مفهوم، مطلق و مقیدش‏ پدیدار، محکم و متشابهش آشکار، مجمل آن تفسیرشده، و نامفهومش ‏تعبیرشده، از حکمى که بدانند و انجام‏ دادنى است، و آنچه ندانند وواگذاردنى است، حکمى است وجوب ‏آن درقرآن معین، و نسخ آن در سنت ‏مبرهن، و حکمى که سنت گوید باید، و کتاب رخصت دهد که ترک آن شاید، وحکمى که در وقتى خاص بر مکلف‏ نوشته است، وچون وقتش سپرى شد تکلیفکرده است، و حرامهایى ‏ناهمسان، با کیفرهایى سخت و یا آسان، گناهى بزرگ که کیفرش آتش ‏آن جهان است، و گناهى خرد که براى ‏توبه کننده امید غفران است، یا آنچه ‏مقبول، میان دشوار و آسان است.”

    آن حضرت در قسمتى از خطبه ‏۳۳ بعثت پیامبراکرم صلى‏الله ‏علیه ‏و آله را چنین توصیف‏ مى‏کند:

    “خدا محمد را برانگیخت و از عرب ‏کسى کتابى نخوانده بود و دعوى ‏پیامبرى نکرده بود. محمد صلى‏الله‏ علیه ‏وآله، مردم را به راهى ‏که بایست کشاند، و در جایى که باید نشاند، و به رستگارى رساند، تا آن که ‏کارشان استوار و جمعیتشان پایدارگردید.”

    در خطبه ۹۴ نیز در وصف سلسله‏ پیامبران الهى مى‏فرماید:

    پس آنان را در بهترین ودیعت‏ جاى به امانت‏ سپرد، و در نیکوترین ‏قرارگاه مستقر کرد. از پشتى به پشت ‏دیگرش داد، همگى بزرگوار، چون‏ یکى از آنان درگذشت، دیگرى براى ‏حمایت دین برخاست، و جانشین اوگشت، تا آن که تشریف بزرگوارى ازسوى خداى بارى، به محمد صلى ‏الله‏ علیه ‏وآله رسید، و او را ازبهترین خاندان و گرامیترین دودمان ‏برکشید. از درختى که پیامبران خود را ازآن جدا کرد، و امینان خویش را برگزید و بیرون آورد. فرزندان او بهترین فرزندانند، و خاندانش ‏نیکوترین خاندان و دودمان او بهترین دودمان. در گرداگرد مکه ‏روییدند، و درکشتزار بزرگوارى‏ بالیدند. شاخه‏هایشان بلند و سر به ‏آسمان کشیده است و دست کسى به ‏میوه آن نارسیده.

    او پیشواى کسى است که راه ‏پرهیزگارى پوید، و چراغکسی است که ‏راهنمایى جوید. چراغى است که پرتو آن دمید، ودرخششى است که روشنى‏ آن بلند گردید، و آتشزنه‏اى است، که ‏نور آن درخشید. رفتاراو میانه‏روى‏ در کار است، و شریعت او راه حق را نمودار. سخنش حق را از باطل جدا سازد، و داورى او عدالت است – و ستم ‏را براندازد – او را هنگامى فرستاد که‏پیامبران نبودند(و مردمان)به خطاکار مى‏نمودند، و امتان در نادانى مى‏غنودند.

    خداتان بیامرزاد! به کار پردازید، و نشانه‏هاى آشکار را پیشواى خود سازید تا که راه گشاده است و راست، و شما را به خانه‏اى مى‏خواند که ‏سلامت آنجاست. شما در خانه‏اى به ‏سر مى‏برید که باید خشنودى خدا را درآن به دست آرید، درمهلت وآسایش خاطرى که دارید، که نامه‏ها گشوده است و خامه فرشتگان روان، تن‏ها درست است و زبانها گردان. توبه شنیده است و کردارها پذیرفته.”

    امیرمؤمنان علیه‏السلام، درخطبه ۹۵ به توصیف وضعیت ‏مردمان تا پیش از برانگیخته شدن‏ حضرت ختمى مرتبتمحمد صلى‏الله ‏علیه ‏و آله پرداخته،‏مى‏فرماید:

    او را برانگیخت، حالى که مردم ‏سرگردان بودند، و بیراهه فتنه را مى‏پیمودند. هوا و هوسشان سرگشته‏ ساخته، بزرگى خواهى‏شان به ‏فرودستى انداخته، از نادانى گرفتار.

    او که درود خدا بر وى باد، خیرخواهى‏ را به نهایت رساند، و از طریق حکمت و موعظه نیکو مردم ‏را به خدا خواند.”

    آن حضرت در قسمتى از خطبه ‏۹۶ نیز حضرت ختمى مرتبت را چنین ‏توصیف مى‏کند:

    ” قرارگاه او بهترین قرارگاه است. و خاندان او را شریفترین پایگاه است، ازکانهاى ارجمندى و کرامت، و مهدهاى ‏پاکیزگى وعفت. دلهاى نیکوکاران به‏ سوى او گردیده. دیده‏ها در پى او دویده. کینه‏ها را بدو بنهفت و خونها به برکت او بخفت. مؤمنان را بدو، برادران هم‏ کیش ساخت، و جمع کافران ‏را پریش، خواران را بدو ارجمند ساخت و سالار، و عزیزان را بدو خوار. گفتار او ترجمان هر مشکل است وخاموشى او زبانى گویا براى اهل دل.”

    و سرانجام در خطبه ۱۱۰ دروصفپیامبر اکرم صلى ‏الله ‏علیه ‏و آله مى‏فرماید:

    “دنیا را خوار دید و کوچکش شمرد، سبکش گرفت و هیچش به حساب ‏آورد،و دانست که خدا دنیا را ازاوگرفت چون چنین خواسته بود، و دیگرى را ارزانى داشت چون حقیرمى‏بود. پس به دل از آن روى ‏برگرداند، و یادش را در خاطر خویش ‏میراند،و دوست داشت که زینت دنیا ازدیده‏اش نهان شود تا از آن رختى ‏گرانبها نگزیند، و امید ماندن در آن به‏ دلش ننشیند. رسالت پروردگار را چنان رساند، که براى کسى جاى عذر نماند، و امت‏ خود را اندرز گفت و ترساند، و مژده بهشتشان داد، و بدان‏ خواند.

    ما درخت نبوتیم و فرود آمد نگاه ‏رسالت، و جاى آمد وشد فرشتگان ‏رحمت، و کانهاى دانش وچشمه‏ سارهاى بینش. یاور و دوست ‏ما، امید رحمت مى‏برد، و دشمن وکینه جوى ما، انتظار قهر و سطوت.

باشگاه خبرنگاران

 

/انتهای خبر

ارسال دیدگاه

کد امنیتی *