کد خبر: 12111

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۰۸/۰۹ - ۸:۵۰

فریدون اسعدی

انتقال آب خزر! چه پاسخی برای نسل‎های بعد داریم؟!!

مرگ دریای خزر

پنج کشور با بیش از ۲۵۶ میلیون نفر جمعیت شاهد و نظارگر مرگ دریای مازندران؛

تبین نقش مجلس دهم در حفاظت از این سرمایه ملی و منطقه­ای

فریدون اسعدی: عضو هیأت علمی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی و مدیر گروه انرژی، صنعت و معدن دفتر مطالعات انرژی، صنعت و معدن

به گزارش تابناک مازندران، سه استان گلستان، گیلان و مازندران که در شمال ایران قرار دارند در مجموع ۵۳/۳ درصد از مساحت ۱۶۴۸۱۹۵ کیلومتر مربع مساحت جمهوری اسلامی ایران را تشکیل می­دهند. مطابق اطلاعات منتشره، در سال ۱۳۹۲ جمعیت ایران ۷۶۹۴۲۰۰۰نفر اعلام شده است[۲] که ۷۳۳۱۸۳۱نفر که حدود ۱۰ درصد از کل جمعیت ایران است،[۳] در این استان سکونت دارند.

در شمال این سه استان دریاچه مازندران قرار دارد که دارای ویژگی جغرافیایی خاصی است. نخست این که بزرگترین دریاچه جهان است و به همین دلیل به آن دریا اطلاق می­کنند. این دریای بستهمحل تلاقی خاورمیانه، اروپا و آسیا است که در منطقه‌ای بسیار پراهمیت و استراتژیک قرار دارد و به‌وسیله کشورهای آذربایجان، ایران، قزاقستان، روسیه و ترکمنستان احاطه شده است. این دریا با طول متوسط ۱۲۰۰ کیلومتر و عرض متوسط ۳۱۰ کیلومتر با امتداد شمالی ـ جنوبی بین مدارهای ۳۷ تا ۴۷ درجه شمالی، دارای وسعتی بالغ بر ۳۹۳۰۰۰ کیلومتر مربع است. مجموع خط ساحلی این دریا بالغ بر ۶۵۲۵ کیلومتر است که ۹۹۵ کیلومتر آن به ایران تعلق دارد. حجم آب دریای مازندران معادل ۷۷۸۶۰ کیلومتر مکعب است. این دریا را می‌توان از حیث عمق، وضعیت ناهمواری‌ها و برخی صفات آب‌شناختی به سه حوضه شمالی، مرکزی و جنوبی تقسیم کرد. حوضه آبریز این دریا بالغ بر ۳۷۰۰۰۰۰ کیلومتر مربع است که ۲۵۶۰۰۰ کیلومتر مربع آن به ایران تعلق دارد. آب وارد شده به دریای مازندران معادل ۲۶۰ تا ۳۴۰ کیلومترمکعب در سال برآورد شده که تنها ۵ درصد آن از رودخانه‌های ایران تأمین می‌شود. عمده آب ورودی آن بین ۸۰ تا ۸۵ درصد به ولگا تعلق دارد. میزان شوری آب دریای مازندران ۷/۱۲ گرم در لیتر است؛ ولی در خلیج قره‌بغاز تراکم املاح، گاه به ۱۵۰ گرم در لیتر نیز می‌رسد. حال آنکه در مصب ولگا، شوری تنها ۱۰ گرم در لیتر تعیین شده است.[۴]

مراجعه به آمارهای مربوط به شاخصهای اقتصاد کلان نشان می­دهد ارزش کل محصول ناخالص داخلی کشور در سال ۱۳۹۲ معادل ۱۰۰۴۹۰۸۷۵۶۳ میلیون ریال اعلام شده است که از این میزان ۷۲۲۱۲۵۷۸۹ میلیون ریال که که حدود ۲/۷ درصد است، سهم استان مازندران(با ۳۶۲۱۷۳۳۳۶ میلیون ریال) ۶/۳ درصد، سهم استان گیلان( با ۲۳۰۹۶۱۷۸۳ میلیون ریال) با ۳/۲ درصد و سهم استان گلستان(با ۱۲۸۹۹۰۶۷۰ میلیون ریال) ۲۸/۱ درصد بود. ارزش افزوده بخشهای واقعی اقتصاد نظیر صنعت، خدمات، کشاورزی، شکار، جنگلداری و ماهیگیری در اقتصاد این سه استان متفاوت است و جزئیات آن به صورت زیر است. سهم استانهای مازندران، گیلان و گلستان از ارزش افزوده بخش صنعتِ کل کشور در سال ۱۳۹۲ به ترتیب ۳۹/۲، ۵۵/۱ و ۶۲/۰ درصد برآورد شده است. در سال مذکور سهم استانهای مازندران، گیلان و گلستان از ارزش افزوده بخش کشاورزی، شکار و جنگلداری کل کشور به ترتیب ۵۸/۸، ۰۵/۳ و ۳ درصد بود. همچنین سهم استان مازندران در ارزش افزوده بخش ماهیگیری کل کشور ۰۸/۱۰[۵] سهم استان گیلان در ارزش افزوده بخش ماهیگیری کل کشور ۴۳/۷ درصد و سهم استان گلستان در ارزش افزوده بخش ماهیگیری کل کشور ۵۴/۲ درصد برآورد شده است.

در اخبار و آمارهها هر ساله می شنویم که در تعطیلات نوروز و فصول بهار و تابستان سال تعداد زیادی گردشگر به سه استان ساحلی مازندران، گیلان و گلستان سفر می­کنند و این وضعیت در آمار زیر ارائه شده است. استان گیلان به دلیل برخورداری از طبیعت غنی و میراث فرهنگی و تاریخی از قطب‌های گردشگری ایران به شمار می‌رود که سالانه بیش از ۵ میلیون گردشگر را از سراسر کشور جذب خود می‌کند.[۶] در نوروز سال ۱۳۹۲ استان مازندران در ایام نوروز میزبان ۱۴ میلیون نفر مسافر بود.[۷] با این میزان از گردشگر در هر یک از استانها بد نیست که بدانیم سهم این سه استان از ارزش افزوده بخش هتل و رستوران کل کشور ۶۸/۱۱ درصد در سال ۱۳۹۲ اعلام شده است. استان گیلان سهم ۱۸/۵ درصد، استان مازندران سهم ۸۴/۴ درصد و استان گلستان سهم ۶۶/۱ درصدی را به خود اختصاص دادند.

نکته بسیار مهم این است که این سه استان از منابع دریای مازندران فقط از آبزیان استفاده می­کنند و از منابع نفت و گاز آن هیچ بهره­ای نبرده­اند. کشورهای همسایه در حال بهره­برداری از منابع نفت و گاز موجود در این پهنه آبی مشترک هستند ولی ایران هنوز نتوانسته است اکتشاف در این بخش از آبهای مشترک را به نتیجه مشخص برساند و این ریشه در عوامل مختلف دارد که پرداختن به آن وظیفه این نوشتار نیست و نگارنده بدنبال این است تا این موضوع را در نوشته دیگری به تصویر در آورد. جالب است که بدانیم تنها طرح مشترک با همسایگان در عرصه نفت که همانا سوآپ نفت­خام بود نیز بنا به تصمیم بعضاً سلیقه­ای در دولت دهم متوقف شد و تمامی سرمایه­گذاری در این بخش نیز عملاً بلااستفاده مانده است.

مطالعات نشان می­دهد که وضعیت زیست محیطی در این سه استان شمالی چندان مناسب نیست و در این میان وضعیت دریای مازندران نیز به لحاظ آلودگی با استانداردهای جهانی فاصله دارد. در این خصوص مطالعات انجام شده واقعیت زیر را نشان می­دهد.[۸]

آلاینده‌های موجود در حوضه آبریز دریای مازندران نهایتاً به این دریا می‌رسند، لذا دریای مازندران، امروزه تبدیل به محل دفن و تجمع بسیاری از آلاینده‌های ناشی از فعالیت‌های انسانی جوامع پیرامون و اطراف آن شده است. نیترات و فسفات از رایج‌ترین آلاینده‌های منابع آب هستند که عمدتاً از پساب‌های کشاورزی و فاضلاب‌های شهری منشأ می‌گیرند. جدول ۱ غلظت این آلاینده‌ها را در نقاط مختلف ساحل دریای مازندران نشان می‌دهد. همان‌طوری که در این جدول ملاحظه می‌شود دامنه تغییرات فسفات در آب دریا از ۰۳/۰ تا ۱۵/۰ میلیگرم در لیتر (با متوسط ۰۶/۰ میلیگرم در لیتر) است. قابل توجه است که متوسط غلظت فسفر در بخش شرقی دریا به‌طور محسوسی بیش از غلظت آن در بخش غربی اندازه‌گیری شده است. حداکثر غلظت در رودهای قره‌سو و چابکسر و کمترین در جفارود دیده شده است.


جدول ۱٫ غلظت فسفات و نیترات در کرانه‌های جنوبی دریای مازندران

ردیف

محل

مکان نمونه‌برداری

مقدار برحسب (میلیگرم در لیتر)

فسفات

نیترات

۱

قره‌سو

دهانه رود

۱۱/۰

۰۲۷/۰

۲

پلنگان

آب‌های ساحلی

۰۸/۰

۲۳/۰

۳

تجن

دهانه رود

۰۹/۰

۳/۰

۴

چابکسر

آب‌های ساحلی

۱۵/۰

۰۳/۰

۵

بابل‌رود

دهانه رود

۰۶/۰

۲۳/۰

۶

سرخ‌رود

دهانه رود

۰۸/۰

۲۶/۰

۷

علمده

آب‌های ساحلی

۰۴/۰

۱/۰

۸

حسینی

آب‌های ساحلی

۰۷/۰

۱۸/۰

۹

چالوس

دهانه رود

۱۱/۰

۳۵/۰

۱۰

سلمانشهر

آب‌های ساحلی

۰۴/۰

۱۴/۰

۱۱

نشتارود

دهانه رود

۰۹/۰

۲۴/۰

۱۲

تنکابن

دهانه رود

۰۹/۰

۳۰/۰

۱۳

رامسر

آب‌های ساحلی

۰۷/۰

۲۱/۰

۱۴

لنگرود

آب‌های ساحلی

۰۴/۰

۳۳/۰

۱۵

سفیدرود

دهانه رود

۰۵/۰

۴۱/۰

۱۶

جفارود

دهانه‌ رود

۰۳/۰

۱/۰

۱۷

انزلی

دهانه رود

۰۴/۰

۰۸/۰

۱۸

کپورچال

آب‌های سطحی

۰۸/۰

۰۹/۰

۱۹

آستارا

دهانه رود

۰۷/۰

۱۷/۰

مأخذ: مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی. گزارش بررسی وضعیت آلودگی دریای مازندران(خزر)

دامنه غلظت نیترات در آب‌های سطحی دریای مازندران از ۰۳/۰ تا ۴۱/۰ اندازه‌گیری شده است. متوسط این تغییرات ۲۱/۰ میلیگرم در لیتر است. در مورد نیترات نیز غلظت متوسط در بخش شرقی بیش از بخش غربی است. برای تعدادی از رودخانه‌های مهم ازجمله قره‌سو، تجن، با‌بل‌رود، چالوس، نشتارود، سفیدرود و آستارا مقدار ورودی سالیانه نیترات و فسفات به دریا با استفاده از میزان غلظت این دو پارامتر و دبی آب رودخانه‌های مربوطه محاسبه و در جدول ۲ نشان داده شده است. ملاحظه می‌شود که نیترات و فسفر سالیانه از حدود ۲/۵ میلیارد مترمکعب آب ورودی به دریا به ترتیب برابر حدود ۱۹۸۲ و ۲۷۰ تن برآورد شده است.

جدول ۲٫ ورود مواد مغذی (نیتروژن و فسفر) از چند رودخانه مهم به بخش جنوبی دریای مازندران

ردیف

نام رود

حجم آب

(میلیون مترمکعب در سال)

میزان فسفات

میزان نیترات

۱

قره‌سو

۱۰۱

۱۱/۱۱

۲۷/۲۷

۲

تجن

۴/۲۰۷

۶۶/۱۸

۲۲/۶۲

۳

بابل‌رود

۴۲۵

۵/۲۵

۷۵/۹۷

۴

چالوس

۳۷۲

۹۲/۴

۲/۱۳۰

۵

نشتارود

۷/۳۰

۷۶/۲

۳۶/۷

۶

سفیدرود

۴۰۰۰

۲۰۰

۱۶۴۰

۷

آستارا

۱۰۱

۰۷/۷

۱۷/۱۷

جمع

۱/۵۲۳۷

۰۲/۲۷۰

۱۹۸۲

مأخذ: همان.

وجود مناطق جمعیتی متعدد در سواحل دریای مازندران که منبع ورود مقادیر قابل توجهی از انواع فاضلاب‌های خانگی و صنعتی‌اند، در کنار رشد و توسعه فعالیت‌های اکتشافی، استخراجی و انتقال نفت خام در سواحل غربی و مرکزی دریا، همه‌ساله ورود احجام بسیار بالا از انواع هیدروکربن‌های نفتی به این دریاچه را به‌دنبال دارد. حفاری‌ها و فعالیت‌های استخراجی نفت، انتقال و پالایش نفت خام، انفجار خطوط لوله و چاه‌های نفت، سرریز چاه‌ها، تصادفات محتمل نفتکش‌ها، تخلیه آب تعادل کشتی‌ها، پسماندهای تأسیسات ساحلی و فراساحلی در کنار تخلیه مستقیم فاضلاب‌های شهری و صنعتی به دریا یا رودخانه‌‌های منتهی به آن، عمده‌ترین منابع ورود آلاینده‌های نفتی به دریای مازندران محسوب می‌شوند. این منابع که بیشتر در مناطق مرکزی و شمالی این دریاچه تمرکز یافته‌اند آلودگی شدید بسیاری از سواحل مرکزی دریا در مجاورت کشور آذربایجان به آلاینده‌های نفتی را به دنبال داشته‌اند. طی سال‌های ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۰ میلادی در حدود ۹۴ تا ۱۴۶ هزار تن مواد نفتی به تنهایی از طریق رودخانه ولگا و طی سال‌های ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۰ میلادی مقدار ۱/۲۲ هزار تن آلاینده نفتی از رودخانه‌های ترک، اورال و کورا وارد این دریای بسته شده است. ترکیبات آلی موجود در نفت با توجه به ماهیت سمی و تجمعی خود می‌توانند تأثیرات بسیار مخربی بر حیات و سلامت گونه‌های جانوری و گیاهی دریا به دنبال داشته باشند. ترکیبات نفتی با تجمع در بافت‌های چربی و عضلانی بدن آبزیان، آلودگی گونه‌های آبزی مورد استفاده انسان را نیز سبب خواهند شد. ورود ترکیبات نفتی به شبکه غذایی انسان از طریق این آبزیان، خود، انواع مسمومیت‌‌ها و بیماری‌ها برای انسان را به دنبال خواهد داشت.

میزان غلظت کل هیدروکربن‌های نفتی در رسوبات، شاخصی کلی از میزان آلودگی رسوبات به آلاینده‌های نفتی است. نتایج نمونه‌گیری‌های انجام شده در مطالعات صورت گرفته بیانگر تغییرات غلظت هیدروکربن‌های نفتی در محدوده سواحل مرکزی و شرقی دریای مازندران در بازه ۱۰ تا ۶۴ قسمت در میلیون است. غلظت بالاتر این هیدروکربن‌ها (بین ۳۰ تا ۶۴ قسمت در میلیون) در قسمت‌های مرکزی در مجاورت شهرهای نور، نوشهر و چالوس مشاهده شده است در حالی که نواحی شرقی با غلظت‌های نسبی کمتر در حدود ۱۰ تا ۲۵ قسمت در میلیون غلظت‌های محدودتری از هیدروکربن‌های نفتی دارند. براساس تحقیقات انجام شده میزان غلظت هیدروکربن‌های کل، بیشتر از ۵۰۰ قسمت در میلیون در رسوبات دریایی به عنوان شاخص آلودگی نفتی در منطقه در نظر گرفته می‌شود. در حالی که غلظت‌های کمتر از ۱۰ قسمت در میلیون بیانگر رسوبات غیرآلوده و تمیز است. همچنین در رسوبات سطحی بستر دریای خزر، غلظت هیدروکربن کل در محدوده بسیار گسترده ۲۹ تا ۱۸۲۰ قسمت در میلیون گزارش شده است. تراکم بیشتر این آلاینده‌ها در مجاورت سواحل جمهوری آذربایجان (۵/۰ تا ۱۸۲۰ قسمت در میلیون) و غلظت کمتر آنها (۵/۰ تا ۳۴ قسمت در میلیون) در سواحل شمالی دریا در مجاورت کشورهای روسیه و قزاقستان گزارش شده است. این موضوع عدم آلودگی رسوبات جنوبی دریای مازندران در محدوده سواحل ایران نسبت به مناطق مرکزی آن را تصدیق می‌کند.

همانگونه که ذکر شد هیدروکربن‌های آروماتیک چند حلقه‌ای [۹](PAHs) درواقع به مجموعه هیدروکربن‌های حلقوی موجود در نفت‌ خام اطلاق می‌شود که شامل ترکیباتی بسیار پیچیده از صدها هیدروکربن‌ آروماتیک می‌شوند. ترکیبات این گروه از هیدروکربن‌ها، ۲ درصد حجم نفت خام را تشکیل داده و در میان هیدروکربن‌ها، آلاینده‌های اصلی محیط زیست تلقی می‌شوند. این ترکیبات که از احتراق و اکسیداسیون ناقص مواد آلی به‌ویژه سوخت‌های فسیلی به‌وجود می‌آیند، عواقب زیست‌محیطی شدیدی چون سمی کردن محیط زندگی جانداران، سرطان‌زایی و جهش ژنتیکی را به دنبال دارند. بررسی نتایج نمونه‌برداری‌های انجام شده در مطالعات صورت گرفته (سواحل استان‌های مازندران و گلستان) میزان تغییرات غلظت هیدروکربن‌های آروماتیک چند حلقه‌ای در رسوبات نمونه‌برداری شده را در بازه ۱۵۰ تا ۱۶۰۰ قسمت در میلیارد نشان می‌دهد. پراکندگی بیشتر این هیدروکربن‌ها در این ناحیه مربوط به سواحل ساری تا چالوس با غلظت ۵۰۰ تا ۱۶۰۰ قسمت در میلیارد است در حالی که غلظت‌های کمتر از آن در منطقه خلیج گرگان و در محدوده ۲۱۹ تا ۳۳۰ قسمت در میلیارد مشاهده شده است. براساس رهنمود کیفیت رسوب اداره ملی اقیانوسی و جوی آمریکا غلظت کل ترکیبات هیدروکربن‌های آروماتیک چند حلقه‌ای بیش از مقدار ۴۰۰۰ قسمت در میلیارد، بیانگر آلودگی شدید و وضعیت سمی محیط رسوبی است در حالی که مقادیر کمتر از ۱۰۰ قسمت در میلیارد بیانگر عدم آلودگی منطقه به ترکیبات آروماتیک چند حلقه‌ای است. در طبقه‌بندی وضعیت آلودگی رسوبات به این ترکیبات، نمونه‌هایی با غلظت ۱۰۰ تا ۱۰۰۰ قسمت در میلیارد در دسته رسوباتی با آلودگی متوسط دسته‌بندی شده و رسوباتی با غلظت بیشتر از ۵۰۰۰ قسمت در میلیارد در دسته رسوبات بسیار آلوده قرار داده می‌شوند. همچنین در طبقه‌بندی دیگری، به‌طور مشابه محدوده غلظت هیدروکربن‌های آروماتیک چند حلقه‌ای بین ۲۵۰-۵۰۰ نانوگرم در گرم را شاخص آلودگی کم تا متوسط رسوبات و نمونه‌هایی با غلظت کل این هیدروکربن‌ها بیشتر از ۵۰۰ نانوگرم در گرم نشان‌دهنده رسوبات آلوده است. براساس شاخص‌های ارائه شده، به‌طور کلی مقادیر مشاهده شده از غلظت این هیدروکربن‌ها در منطقه سواحل ایران پایین‌تر از مقادیر مورد اشاره برای رسوبات کاملاً آلوده است. اما غلظت‌های بالاتر این ترکیبات (۶۰۰ تا ۱۶۰۰ قسمت در میلیارد) در بعضی مناطق آلودگی کم تا متوسط رسوبات این مناطق، به این ترکیبات را نشان می‌دهد.

همچنین نتایج به‌دست آمده از مقدار غلظت هیدروکربن‌های نفتی در شش ایستگاه‌ مطالعاتی در خروجی‌های تالاب انزلی (پل غازیان، شنبه‌بازار روگا، دانه موج‌شکن)، ساحل بندرانزلی، ساحل گیسوم و بندر حسن کیاده نشان می‌دهد که بیشترین مقدار هیدروکربن‌های نفتی تحت تأثیر فعالیت‌های شناورهای کوچک در خروجی تالاب انزلی قرار دارند. در این قسمت عمدتاً دو خروجی به نام‌های پل غازیان و شنبه‌بازار روگا قرار دارند که به ترتیب با میانگین فصلی غلظت هیدروکربن‌های نفتی ۳۲۰۰ و ۲۲۰۰ قسمت در میلیارد، بیشترین مقدار را دارا بوده‌اند. ایستگاه دهانه موج‌شکن که آب دو رودخانه خروجی را دریافت می‌کند، متأثر از این دو ایستگاه بوده و میانگین غلظت هیدروکربن‌های نفتی در آن بالاتر از ایستگاه‌های دیگر ساحلی است. پراکنش مکانی غلظت مواد نفتی در نوار ساحلی نشان می‌دهد که در ساحل گیسوم نسبت به بندر حسن کیاده مقدار بیشتری مواد نفتی وجود دارد. میانگین فصلی غلظت هیدروکربن‌های نفتی در ساحل گیسوم ۴۶۲ قسمت در میلیارد و در بندر حسن‌ کیاده ۴۲۴ قسمت در میلیارد است.

ازجمله آلاینده‌هایی که تأثیر آنها بر محیط زندگی و سلامت آبزیان بسیار قابل توجه و مضر است، فلزات سنگین است. این عناصر در محیط، پایدار بوده و به راحتی وارد چرخه حیات آبزیان می‌شوند که در انتها نیز امکان انتقال آنها به انسان از طریق مصرف آبزیان وجود دارد. به همین لحاظ شناخت و منشأ ایجاد و ورود آنها به دریا دارای جایگاه ویژه‌ای در تحقیقات آلودگی‌ها در محیط‌های دریایی است. جدول ۳ غلظت عناصر سنگین را در نمونه‌های رسوب در آب‌های ساحلی ایران نشان می‌دهد. مقایسه غلظت اندازه‌گیری شده این عناصر با استاندارد آمریکا و کانادا نشان می‌دهد که در تمامی موارد غلظت این عناصر بالاتر از حد استاندارد بوده است.

جدول ۳٫ غلظت عناصر سنگین در رسوبات دریای خزر و مقایسه با استانداردهای جهانی

فلز سنگین

غلظت

(قسمت در میلیون)

محل نمونه‌برداری

مقایسه با استاندارد آمریکا

مقایسه با استاندارد کانادا

نیکل

۲۱

آب‌های ساحلی گیلان و مازندران

بالاتر

بالاتر

کرم

۸۱

آب‌های ساحلی گیلان و مازندران

بالاتر

بالاتر

آرسنیک

۲/۸

آب‌های ساحلی گیلان،

مازندران و گلستان

بالاتر

بالاتر

جیوه

۱۵/۰

آب‌های ساحلی گیلان،

مازندران و گلستان

بالاتر

بالاتر

مس

۳۴

آب‌های ساحلی گیلان،

مازندران و گلستان

بالاتر

بالاتر

همچنین در جداول ۴ و ۵ غلظت سموم، اندازه‌گیری شده در رسوبات و بافت بدن ماهی‌ها ارائه و با استانداردهای رایج موجود در این زمینه مقایسه شده است.

جدول ۴٫ غلظت سموم اندازه‌گیری شده در رسوبات دریای خزر و مقایسه با استانداردهای جهانی

نوع سم

غلظت

(قسمت در میلیارد)

محل نمونه‌برداری

مقایسه با استاندارد آمریکا

مقایسه با استاندارد کانادا

د.د.ت

۶/۱۷

رسوبات ساحلی گیلان، مازندران و گلستان

بالاتر

بالاتر

لیندان

۹/۵

رسوبات ساحلی گیلان، مازندران و گلستان

بالاتر

بالاتر

هپتاکلراپوکساید

۴۹۳

رسوبات ساحلی گیلان، مازندران و گلستان

پایین‌تر

پایین‌تر

آلدرین

کمتر از ۱

رسوبات ساحلی گیلان، مازندران و گلستان

پایین‌تر

پایین‌تر

کلردان

کمتر از ۱

رسوبات ساحلی گیلان، مازندران و گلستان

پایین‌تر

پایین‌تر

دیلدرین

۸/۱۱

رسوبات ساحلی گیلان، مازندران و گلستان

بالاتر

بالاتر

آندرین

کمتر از ۱

رسوبات ساحلی گیلان، مازندران و گلستان

پایین‌تر

پایین‌تر

جدول ۵٫ غلظت سموم اندازه‌گیری شده در بافت بدن ماهی‌ها و مقایسه با استانداردهای جهانی

نوع سم

غلظت (قسمت در میلیارد)

محل نمونه‌برداری

مقایسه با استاندارد سازمان خواروبار جهانی (۱۹۸۳)

د.د.ت

۸۳/۸۴۲

سواحل گیلان، مازندران و گلستان

بالاتر

لیندان

۵/۱۰۶

سواحل گیلان، مازندران و گلستان

پایین‌تر

هپتاکلراپوکساید

۶۱/۵۰۸۰

سواحل گیلان، مازندران و گلستان

بالاتر

آلدرین

۲۲/۳۴

سواحل گیلان، مازندران و گلستان

پایین­تر

دیلدرین

۶۶/۳۶

سواحل گیلان، مازندران و گلستان

پایین­تر

براساس جدول ۴، غلظت مربوط به سموم د.د.ت، لیندان و دیلدرین در رسوبات ساحلی سه استان گیلان، مازندران و گلستان در مقایسه با استانداردهای کشورهای آمریکا و کانادا، بالاتر از حد مجاز بوده همچنین براساس جدول ۵ غلظت سموم د.د.ت و هپتاکلراپوکساید در بافت بدن ماهی‌ها در مقایسه با استانداردهای ارائه شده توسط سازمان خواروبار جهانی بالاتر از حد مجازند.

براساس نتایج به‌‌دست آمده از مطالعات میکروبی آب‌های ساحلی و شناگاه‌های دریای خزر از نظر آلودگی به باکتری‌های شاخص بهداشتی آب‌های شناگاهی (کل کلیفرم‌ها، کلیفرم‌های مدفوعی و آنتروکوکوس فکالیس) در وضعیت مطلوبی قرار ندارد. با وجود این، این وضعیت در همه نقاط مورد بررسی، یکسان نبوده و از نسبتاً مطلوب تا فوق بحرانی متفاوت است. این بررسی نشان می‌دهد که به‌طور کلی آلودگی میکروبی در تمام ایستگاه‌های نمونه‌برداری حداقل در برخی از دفعات نمونه‌برداری و دست‌کم نسبت به یکی از سه شاخص مورد بررسی وجود داشته است. در عین حال می‌توان ایستگاه‌هایی با بار آلودگی در حد مجاز را در برخی مناطق و دست‌کم برای مواقعی از سال معرفی کرد. چنین ایستگاه‌هایی در دو انتهای ساحل جنوبی خزر و به‌ویژه در غرب آن واقع شده‌اند.

به‌طور کلی ایستگاه‌های مازندران آلودگی بالایی را نشان می‌دهند. هم در شرق و هم در غرب مازندران آلودگی میکروبی قابل توجه بوده و بیشتر مواقع بالاتر از حد مجاز است. در تمام ماه‌های نمونه‌برداری، ناحیه غرب خزر همواره بار آلودگی بسیار بالایی را نشان داده‌ است. حتی در فصلی که بار آلودگی کاهش کلی نشان می‌دهد (ماه‌های فروردین و اردیبهشت)، آلودگی میکروبی در ناحیه غرب مازندران چنان بالاست که هر یک از شاخص‌های مورد بررسی ده‌ها بار بیش از حد مجازند. همچنین بار آلودگی میکروبی در شناگاه‌های مورد بررسی در استان گیلان به‌طور نسبی پایین‌تر از بار آلودگی در استان گلستان می‌باشد. لازم به ذکر است که اکثر شناگاه‌های دریای خزر در اکثر مواقع سال از لحاظ بار میکروبی در محدوده استاندارد نبوده و غالباً در شرایط بحرانی قرار دارند.

در بررسی‌های صورت پذیرفته از دهانه پنج رودخانه (تجن، چشمه‌گیله، تنکابن، بابلرود و چالوس) که اغلب در مجاورت شناگاه‌ها واقع شده یا انتظار می‌رود که آب شناگاه‌ها را تحت تأثیر قرار دهند نیز نمونه‌برداری میکروبی صورت گرفته است. نتایج آزمایش‌‌ها نشان می‌دهند که آب رودخانه‌ها به فاضلاب انسانی یا فاضلاب ناشی از محل‌های پرورش دام و طیور آلوده بوده و در غالب موارد میزان آلودگی آب ورودی به دریا بسیار بالاتر از آلودگی آب دریا است. این امر مؤید آن است که رودخانه‌ها سهم بزرگی در آلودگی آب شناگاه‌ها دارند.

براساس مطالعات انجام گرفته کیفیت آب‌های ساحلی دریای خزر به‌ویژه در مناطق تفریحی و شنا و گردشگری عمدتاً تحت تأثیر توسعه نامتوازن شهرها، تراکم بیش از حد جمعیت در اکثر نواحی ساحلی، ضعف مدیریتی در رابطه با جانمایی درست و ساماندهی این مناطق، توسعه روزافزون گردشگری و صنعت توریسم، عدم مدیریت صحیح در رابطه با دفع فاضلاب‌های شهری، صنعتی و کشاورزی و نیز دفع پسماندها و زباله‌ها در شهرهای ساحلی و مناطق گردشگری است.”

پیشنهاد

آنچه در این نوشتار آمده است گویای این واقعیت است که دریای مازندران به لحاظ شرایط زیست محیطی از وضعیت مناسبی برخوردار نیست و به لحاظ بهره­برداری از منابع هیدروکربوری نیز ایران هیچ نقشی در مقایسه با رقبا ندارد. نگارنده در مورد برنامه­هایی که قرار است برای برون رفت از این وضعیت اقداماتی را به مرچله اجرا درآورد هم هیچ اطلاعی ندارد. اما همان طوری که در مطالعات مربوط به دریای مازندران آمده است به این نکته بسیار مهم و اساسی اشراف دارد که “تخریب اکوسیستم دریای مازندران می‌تواند در کوتاه‌ترین زمان ممکن شکل گیرد، ولی بازسازی و احیای آن بی‌تردید به زمان بسیار طولانی نیاز خواهد داشت. در بعضی از موارد در صورت انقراض و نابودی گونه‌های کمیاب و نادر، راه جایگزینی وجود نخواهد داشت. با توجه به شرایط بسیار حساس و شکننده اکوسیستم دریای مازندران و مشترک بودن ذخایر گروهی از آبزیان، هیچ‌یک از کشورهای حاشیه دریا و یا هیچ­یک از استانهای ساحلی، به تنهایی قادر به حفظ و بهره‌برداری پایدار از ذخایر و حفظ محیط زیست آن نخواهند بود. راه‌حل اصولی تأمین این هدف، تدوین و تصویب برنامه‌های منطقه‌ای در قالب پروتکل‌های تخصصی، تحت نظر کنوانسیون منابع زنده (سایتس) یا برنامه محیط زیست کاسپین است. از آنجا که دریای خزر یک اکوسیستم بسته است، نمی‌توان مشکلات آن را جدا و منفرد تلقی کرد. تدوین برنامه‌های ملی ـ منطقه‌ای مشترک، تبیین اولویت‌ها و به‌کارگیری و مشارکت تمامی توانمندی‌ها و استعدادها در سطح ملی و مشارکت سازنده سازمان‌های بین‌المللی مربوط است.”[۱۰]

لذا مناسب و ضروری است که سه استان ساحلی گلستان، گیلان و مازندران در مورد اقدامات حفاظت از منابع و زیست بوم این دریاچه بسته جهان اقدامات لازم را بعمل آورند. پیگیری این هدف مهم و اساسی بدون همراهی و همدلی مردم و مسئولان امکان­پذیر نخواهد بود. پیشنهاد مشخص این است که با توجه به تشکیل مجلس دهم در روزهای پیش­­رو نمایندگان متشکل از سه استان هر چه زودتر باید در یک جلسه­ای حضور یابند و مکانیسم این همراهی را در مجلس پیگیری کنند و برای این موضوع دبیرخانه­ای را تأسیس نمایند. در این جلسه علاوه بر نمایندگان منتخب مجلس دهم، مسئولان سه استان در سطوح استاندران، فرماندران، شهرداران، روسای دانشگاهها، روسای سازمان محیط زیست سه استان و … باید حضور پیدا کنند. در قالب چنین روشی می­بایست چند طرح ملی در سه استان مازندران، گیلان و گلستان برای حفاظت از دریای مازندران تعریف و برای آن ردیف بودجه تعیین شود. در گام بعدی باید کشورهای همجوار این دریا را از طریق مجامع بین­المللی و در چارچوب کنوانسیونهای جهانی همراه کرد. یادمان باشد که طبیعت ارثیه ما نیست، بلکه میراث آیندگان است و نسلهای بعد از فرزندان ما این پرسش را می­کنند که شما در حفظ سرمایه­های طبیعی چه نقشی را ایفا کردید؟ آیا مجلس دهم می­تواند پاسخ قابل قبولی را به این پرسش بدهد؟



[۱] – بخش زیادی از مطالب مندرج در این نوشتار برگرفته از مطالعات انجام شده توسط نهادهای مختلف است که منابع آن در اختیار نگارنده است.

[۲] – مرکز آمار ایران. سری زمانی مربوط به جمعیت

[۳] – جمعیت استانهای مازندران، گیلان و گلستان در سرشماری سال ۱۳۹۰ به ترتیب ۳۰۷۳۹۴۳، ۲۴۸۰۸۷۴ و ۱۷۷۷۰۱۴ نفر بود.

[۴] – مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی. گزارش بررسی وضعیت آلودگی دریای مازندران(خزر)

[۵] در سال ۱۳۹۲ سهم استان مازندران در این شاخص پس از استانهای سیستان و بلوچستان(با ۸۷/۲۰ درصد در رتبه اول)، هرمزگان( با ۷۴/۱۵ درصد رتبه دوم) و خوزستان(با ۴۸/۱۱ درصد رتبه سوم) در رتبه چهارم کشور قرار گرفت.

[۸] – مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی. گزارش بررسی وضعیت آلودگی دریای مازندران(خزر)

[۹]. Polycyclic Aromatic Hydrocarbons (PAHs)

[۱۰] – همان

منبع: تابناک
ارسال دیدگاه

کد امنیتی *