کد خبر: 1031

تاریخ انتشار: ۱۳۹۲/۱۲/۰۵ - ۷:۵۶

آیا انقلاب اکراین دامن روسیه را خواهد گرفت؟

 

 

کاخ کرملین در هراس است که با سقوط دولت اوکراین، معترضان روس بار دیگر به خیابان‌ها برگردند و این بار صحنه را ترک نکنند؛ هرچند که به باور کار‌شناسان، مخالفان پوتین برای موفقیت راه بسیار دشوارتری را پیش رو دارند و نمی‌توانند مانند اوکراینی‌ها موفق شوند.
انقلاب در یکی از کشورهای شرق اروپا، جایی که شهروندانش زبان روس‌ها را می‌فهمند و فرهنگی مشابه دارند، زنگ خطری برای کاخ کرملین است.

در شبی که در کی یف “ویکتور یانوکویچ” رییس جمهوری برکنارشده اوکراین بعد از سه ماه تصرف میدان اصلی پایتخت توسط معترضان به شکست خود اذعان می‌کرد و در نشستی با حضور رهبران مخالف و میانجی گران اروپایی و روسی اعلام می‌کرد انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری برگزار می‌کند ، دادگاهی در روسیه هشت نفر را به دلیل شرکت در ناآرامی‌ها و خشونت علیه پلیش ضد شورش در ماه مه سال ۲۰۱۲ مجرم شناخت.
 در حکم نهایی، این هشت نفر به حبس‌های طولانی شش سال محکوم شدند تا مُهر  تاییدی بر  پیروزی ولادیمیر پوتین در انتخابات وقت  نقش بندد؛ انتخاباتی که اعتراضات زیادی را به همراه داشت و پوتین و متحدانش به تقلب متهم شدند.

به باور کارشناسان، مقاومت و ایستادگی جدی مسکو در قبال تحولات اوکراین، حاصل اعتماد به نفسی است که پوتین دربرابر غرب و به خاطر تحولات سوریه به دست آورده است، اما به لحاظ استراتژیک  او دلیلی ندارد کلید دروازه‌های کشورش را با یک شورش اجتماعی به رقبا بدهد. اوضاع اوکراین به وضوح نشان می‌دهد که هدف خود روسیه است و پوتین این را به خوبی می‌داند.

اکنون و پس از همه گیر شدن اعتراضات در اوکراین و آزادی رهبر مخالفان در این کشور، این پرسش برای تمامی روس‌ها، چه حامیان و چه مخالفان پوتین به وجود آمده است که چه شباهتی بین کی یف و مسکو وجود دارد و چگونه می‌توان این اعتراضات را به هم پیوند داد؟

در دولتهای پوتین و یانوکویچ نقاط مشترک بسیاری دیده می‌شود. هر دو، دولت شان را از طریق احزابی اداره می‌کنند که در میان مقام‌های محلی جایگاهی ندارند؛ در هر دو کشور دوستان و نزدیکان رئیس جمهوری از قراردادهای دولتی سهم چشمگیری دارند؛ در هر دو کشور، مقام‌های دولتی در خانه‌های مجللی زندگی می‌کنند که تضاد چشمگیری با زندگی طبقه متوسط دارد؛ دست درازی به اموال خصوصی در هر دو کشور نماد آشکاری از دیوان سالاری اداری است؛ دادگاه‌ها نمایشی بیش نیستند و پلیس به جای امنیت، فضای رعب و وحشت را به وجود می‌آورد.

از منظر اقتصادی نیز روسیه و اوکراین در شرایط یکسانی به سر می‌برند. موسسه “استاندار‌ اند پورز” رتبه اعتباری اوکراین را دو درجه کاهش داده است. ناتوانی در بازپرداخت دیون دولتی در کشوری که در دو سال گذشته اقتصاد باثباتی نداشته نیز خود معضل بزرگی است؛ کشوری که کسری بودجه آن در سال ۲۰۱۳، برابر با ۸٫۹ درصد تولید ناخالص داخلی‌اش بوده است.

اما نمی‌توان منکر تفاوت‌ها شد؛ در حالی که “انقلاب برف” روس‌ها در دو سال گذشته تلفیقی از تظاهرات صلح آمیز و خشونت حداقلی بود، اعتراض‌ها در اوکراین گسترده و در تمامی مرز جغرافیایی-سیاسی این کشور پراکنده شد و معترضان به کمتر از کناره گیری مقامات ارشد رضایت نمی دادند.
معترضان اصلی که توسط ملی گرایان متعصب پشتیبانی می‌شدند، هرگز حاضر نشدند که میدان اصلی کی یف را ترک کنند و در مقابل پلیس ضدشورش ایستادگی کردند. آنان ساختمان‌های دولتی را تصرف کردند و ده‌ها تن از آنان کشته شدند.

از سوی دیگر، اعتراض‌ها در مسکو توسط گروه حداقلی از افراد تحصیل کرده و طبقه متوسط سازمان دهی می‌شد و به همین دلیل بسیار آرام و محتاط بود؛ اما در کی یف این اعتراض‌ها انفجاری بود و نتیجه‌ای کاملا متفاوت داشت.

پوتین نیز با اتخاذ سیاست‌های شدید و اجرای قوانین سخت توانست خود را در قدرت نگه دارد. اما یاکونویچ به سرعت از مواضع خود عقب نشست؛ قول او مبنی بر برگزاری انتخابات زودهنگام و اصلاح قوانین را نیز می‌توان در همین راستا تفسیر کرد. در هر صورت این اقدامات برای معترضان کافی نبود و آنان فقط خواهان استعفا و محاکمه‌ او بودند.

اکنون اما مقامات کاخ کرملین در هراس اند که با سقوط دولت اوکراین، معترضان روس بار دیگر به خیابان‌ها برگردند و این بار صحنه را ترک نکنند؛ هرچند که به باور کار‌شناسان، مخالفان پوتین برای موفقیت راه بسیار دشوارتری را پیش رو دارند و نمی‌توانند مانند اوکراینی‌ها موفق شوند چراکه مشت آهنین پوتین، مانع بزرگی به شمار می‌آید.

حال رهبران جدید اوکراین باید با سیاستمداران در بخش‌های جنوب شرقی همکاری مستمری را پایه ریزی کنند و دولتی را تشکیل دهند که از ایجاد دیکتاتوی دیگر جلوگیری کند. اما در آن سوی میدان، پوتین که صدای زنگ خطر را  به وضوح شنیده می کوشد که از هر اشتباه رهبران جدید کی یف به سود خود بهره برداری کند.

او در واقع از هر فرصتی بهره می‌جوید تا نقشه راه متفاوتی را برای مسکو ترسیم کند. رییس جمهوری روسیه در حالی که همچنان از مزایای منابع وسیع نفتی بهره می‌برد، با خشم و نگرانی چگونگی اداره و مدیریت اوکراین جدید را به نظاره نشسته است.

عصرایران
 
/انتهای خبر

 

ارسال دیدگاه

کد امنیتی *