کد خبر: 17072

تاریخ انتشار: ۱۳۹۵/۱۰/۰۳ - ۱۹:۰۷

یک جشن ، یک مقلد صدا و دو برکناری/یک المپیاد ورزشی، دوصد کاندیدا و آیا برکناری؟!

هنوز التهاب سخنرانی های افشاگرایانه مسئولین مرکز استان فروکش نکرده است که حواشی یک جشن می شود قصه هزارویک شب شهرزاد!! اما ماجرا چیست؟!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اختصاصی تیتر ۳: هنوز التهاب سخنرانی های افشاگرایانه مسئولین مرکز استان فروکش نکرده است که حواشی یک جشن می شود قصه هزارویک شب شهرزاد!! اما ماجرا چیست؟!

 

در آستانه میلاد سراسر نور پیامبر اکرم(ص) تیم مدیریت شهری تصمیم میگیرد یک تیرو دو نشان کند!! برگزاری جشنی باشکوه که از یک طرف برای مردم پیام آور شادمانی باشد و از طرفی گوش منتقدانش را به جمعیت حامیان چند هزار نفری شهردار تیز کند و به عبارتی نفس کش بطلبد!!

 

شب موعود فرا میرسد آتش بازی و سوت و کف و هورا و البته مقلد صدایی که وجودش اندکی دلهره آور است!! بازهم سوت و کف و هورا و البته حنجره ای که تا به ریتم و آهنگ خاصی رسید جمعیت کمی هیجان زده شد و عده ای هم تحت تاثیر جو موجود بیشتر بر هیجان زدگی ایجاد شده دامن زدند.. !! کمی اوضاع تیره و تار شد و در محدوده چند دقیقه ای پارک ملل به پارکی بین المللی تغییر ماهیت یافت!!

 

این شب واقعه فردای ملتهبی یافت.. موج انتقادات همچون دانه های باران بارید..شهر در میان موج شادی و هیجان و انتقاد، مُلَون شد… باورش سخت بود که قصه یک ساعته جشن شادمانی مردم بشود قصه تراژدیک شهرزاد برای خواباندن مردم شهر!!

 

برکناری معاون نور چشمی شهرداری مرکز استان شوک عجیبی ایجاد می کند.. ساعتی بعد روابط عمومی شهرداری مرکز استان هم به مثابه معاون فرهنگی برکنار میشود .. حضور وزیر اطلاعات در بیت شهردار شائبه ها را افزایش می دهد…و منتقدین پرچم ها را بالا میبرند!!

 

در فاصله هفتاد دوساعت مدعی دیگری از شادی بخشی و تزریق روح نشاط در جامعه از راه می رسد.. آنهم با قدو قامت یک المپیاد ورزشی … مراسم افتتاحیه با هزار بوغ و کرنا کردن چندماهه آغاز میشود .. سر را به هر طرف که بچرخانی نوک بینی ات به یکی دوکاندید انتخابات شورای اسلامی شهر برخورد میکند.. کاندیدهایی که به عناوین و مصادیق مختلف خود را در این المپیاد محق می دانند .. از مدعی بودن در امور فنی و اجرایی گرفته تا چتر حمایت مادی!!!

 

گره کوری بین این مدعیان خدمت به مردم در عرصه سیاست و ورزش افتاده است که البته برای برخی از مسئول نماها این فضا، آبشخوری شده است برای رسیدن به آمال و آرزوهای کودکانه شان…

 

روحیه نشاط و شادابی نیاز غیرقابل انکار

 فرقی نمیکند کیش و دین و آئینت چه باشد.. مسلمان باشی یا مسبحی .. یهودی باشی یا بودا…  و یا از کدام آب و خاک باشی.. صورتت از سرما متورم باشد و یا از شدت گرما سوخته… فرزند دریا باشی یا کویر..  فرقی هم ندارد نظام کشورت دموکراتیک باشد یا سوسیالیستی و یا لیبرال و یا کمونیستی…

 

هرچه که باشی نیاز به شور و نشاط و سرور در وجودت غوغا میکند.. حتی اگر سعی کنی به روی خودت نیاوری!!

 

شور و شادمانی نیروی محرک جوامع امروزیست.. نماد و نشان پویایی و سلامت یک جامعه… خمیر مایه قدرت و اقتدار اجتماعی… و مهمترین معرف برای سنجش سرمایه اجتماعی در یک جامعه…

 

نیاز به شور و نشاط بعد انکار ناپذیر زندگیست.. سنگ بنای رشد روحی و روانی فردی و بنیان و شالوده مستحکم زندگی اجتماعی.. اما مگر میشود این نیاز مهم تنها به دید ژورنالیست ها و جامعه شاسان و روانشناسان بیاید و دل مردم بخواهد اما به ذهن مبارک مسئولین نیاید و دلشان نخواهد؟!!!

 

آنچه می تواند موجبات مثبت شادمانی عمومی را فراهم کند موارد مختلفی است… اما دو چیز بیش از همه موارد قابل اتکاتر است: توجه به ورزش و توجه به ذائقه هنری و فرهنگی جامعه..

 

دو اصل مهمی که  اولین مورد آن در استان مازندران بی درنگ قابل تامل است.. مازندران جایی که خاکش با عرق قامت کشتی گیرانش شناخته میشود.. سرزمینی که فریاد می زند من بی ورزش رنجورمو بیمار.. و البته بعد دوم .. ذائقه فرهنگی و هنری مردم ، که بی تردید در زمره استانهای موسیقی خیز و حنجره های طلایی قرار دارد.. مردمانی که طبیعت بی بدیل و آسمان همیشه بارانی دیارشان از آنها شاعرانی مستانه و هنرمندانی خوش مشرب و کشاده رو ساخته است..

 

اینکه مسئولین با هرنوع گرایش و جناح سیاسی به فکر شادابی مردم هستند قابل اجر است.. چه بابرپایی بزم های شادمانه اجتماعی و چه برگزاری برنامه های ورزشی .. که هر دو امر پسندیده است و مورد تایید دین مبین اسلام..

 

اما نکته اینجاست زمانی که به دلایل قابل درک، برکناری مسئولین یک نهاد شهرداری از نان شب مردم واجب تر می شود چگونه است از سالم ترین برنامه نشاط آور مردمی که همانا ورزش است، ابزاری ساخته می شود جهت بهره برداری سیاسی عده ای منفعت طلب و سودجو!!

 

المپیادی که قطعا نفس انجامش قابل تقدیر است اما روش انجام آن نه!!!

 

سو استفاده از پایگاه مردمی چه برای نشان دادن اقتدار در میان جامعه ای باشد و چه برای کسب اقبال مردمی مذموم است.

 

اما چگونه است در جایی این عمل، مذمت شده و می شود اسباب برکناری و در جای دیگری می شود اسباب ترقی و کسب کرسی های پارلمان شهری؟!

 

براستی آن فریاد رسان و دایگان حقوق شهروندی اینک کجایند که به حق ستانی انتقاد سردهند؟! براستی اگر انتقاد به حواشی ایجاد شده در پارک ملل، سوگیری برخی جناحهای سیاسی نیست، چگونه است امروز در مقابل منفعت طلبان المپیاد ورزشی این عمل نیک و پسندیده سکوت پیشه کرده اند و در پی برکناری سودجویان نیستند؟!!

 

 

آیا این دوصد کاندید که اگر نیاز به رای اوری نداشتند قدمی در این ره نمی گذاشتند و برخی از افراد فرصت طلب در این المپیاد، شایسته نشستن بر کرسی مسئولیت خویش هستند؟!!

 

دیدگاه کاربران

نظرات در انتظار تایید: 197

کل نظرات :1

ارسال دیدگاه

کد امنیتی *

ردیاب آنلاین خودرو ردیاب خودرو