کد خبر: 74070

تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۰۹/۰۸ - ۸:۵۷

قامت استوار ورزش مازندران زیر سایه بی مهری مسئولین کشوری

اختصاصی تیتر 3 / حسین فرهادی: ورزش همیشه در مازندران کانون توجه عامه مردم بوده است. از آرش کمانگیر و افسانه هایی که مردم در ...

اختصاصی تیتر ۳ / حسین فرهادی: ورزش همیشه در مازندران کانون توجه عامه مردم بوده است. از آرش کمانگیر و افسانه هایی که مردم در وصف آن ساختند تا  سگگ ها و زیردوخم های خیره کننده ای که امامعلی حبیبی ، عبدالله موحد، عسگری محمدیان گرفتند …. سونامی فرزان آشورزاده .. ضربه فنی های اعحاب انگیزحسن یزدانی … وزنه های سنگین بهداد سلیمی… و مجید قیدی آرشی که دوباره کمانگیر شد.

مردم مازندران با قهرمانانشان خو گرفته اند و ورزش جزیی از زندگی شان شده است. حال این جمع مشتاق و این منابع انسانی ارزشمند که با مدال آوری هایشان چشم های جهانیان را خیره می کردند و گاهی تنها امید مردم خسته بودند ، نمی دانند سهم شان در توجه مسئولین کشوری چه اندازه است؟!!

در چند سال اخیر وقتی حبیب حسین زادگان بر کرسی دستگاه ورزش استان نشست ، پشت در اتاقش پر بود از مطالبه گری ها .. او که سالها در مسئولیت های مختلف رنج مردم را دیده بود این بار در ورزش روی دیگر این مشکلات را دید .. آن هم در وضعیتی که به ناگاه اقتصاد کشور درگیر اتفاقات پیش بینی نشده می شود، شرایط سیاسی کشور تغییر می کند و همان اعتبارات اندک تخصیصی از حالت قطره چکانی به جیره بندی سالانه می رسد و پروژه هایی که اساسا مشخص نبود چرا کلنگشان بر زمین کوبیده شد !!

مازندران عادت داشت در هر شرایطی قامتش را استوار نگاه دارد اما شجاعت تصمیم گیری حبیب حسین زادگان در برخی موارد ستودنی بود .. آن هم در حالی که بدنه دستگاه ورزش و هیات های ورزشی سالها با مدیران خسته ای که میل به رفتن نداشتند ،ادامه کار می داد.  او با سپردن مسئولیت ادارات ورزش و جوانان به افراد جوان و برنامه های ستادی به آنان،  نشان داد که مدیریت گلایه وار در این شرایط پاسخگو و حق مردم این استان نیست و چاره کار در ایجاد بستری مناسب برای شروع اتفاقاتی است که شاید رسیدن به آن موفقیت ها در عمر مدیریت وی نگنجد .. اما ترجیح داد علم و تجربه را به خدمت ورزش درآورد .

شاید به همین علت بوده است که چرخ ورزش مازندران در میان عدم تسهیل سرمایه گذاری در استان ، به شکل قابل قبولی در حال گردش است..  مازندران بی وقفه در همه ی رقابت های مهم کشوری ورزشکار اعزام می کند ….. میزبان رقابت های مهم می شود …. بی سرو صدا مدال هایش را بر دیوار می کوبد و …

و از همه مهمتر نساجی مازندران هم بعد از ۲۴ سال در لیگ برتر فوتبال حضور دارد و اینک می تواند مثل تیم های اصفهانی، خوزستانی، آذری و خراسانی خواستار  ورزشگاهی شود که درخور و شان فوتبال استان باشد  و این کمترین حق استانی است که فوتبالیست هایش در تمامی تیم های لیگ برتر کشور توپ می زنند… 

البته همچنان شرایط نامساعد اقتصادی و کم لطفی مسئولین در اختصاص بودجه و اعتبارات بر قامت خسته ورزش سنگینی می کند  اما وقتی در شرایط کلان استانی و اتفاقات غیر ورزشی و تصمیم گیریهای مهم استان در ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی سُنبه  مسئولان استانی تاب مقاومت ندارد و سنگ زیر آسیاب الویت های دیگر مسئولین کشوری می شود ، دیگر چه انتظاری می توان داشت ورزشی که حتی در الویت های کشوری نیست از این طوفان به سلامت بگذرد.!

شاید در دهه اخیر عدم وفاق استانی و دخالت نمایندگان در حوزه مدیریتی ورزش و عدم الزام مسئولین ارشد به رفع موانع و مشکلات ورزشی، تصمیمات غلط در احداث و راه اندازی پروژه ها و بکارگیری برخی تصمیمات فرمایشی سیاسیون  عمده چالش های ورزش استان بوده است و از پس این رنج ، ورزش مازندران نتوانست به آن شکل شایسته دیده شود.

انتظار می رود حال که تزریق روحیه جوانی در میان هیات های ورزشی به عنوان بازوان توانمند ورزش از سوی دستگاه ورزش مازندران صورت گرفته و باب جدیدی از مدیریت پیش روی ورزش استان باز شده است ، با ایجاد وفاق جمعی، بار انتظارات بی شمار از ورزش مازندران به دلیل حجم بالای پتانسیل و ظرفیت استان ، کم شود .

اینک که استان های مختلف در کشور تلاش کردند به جایگاه مازندران دست یابند خود باید درس عبرتی باشد برای ما، المپیاد استعدادیابی اخیر نشان داد که همچنان برنامه ریزی های غیر کارشناسی دستگاه ورزش کشور می تواند بر ورزش مازندران گرد دشواری بپاشد.

زمانی که  فرد اول برگزاری این المپیاد در نشست مشترک با هیئت ها درخواست اعزام ورزشکاران استان با بهترین وسیله و در بهترین شرایط دارد  آن هم در زمانی که غالب استان ها صرفا در برخی رشته ها اعزام داشتند اما مازندران با تمام بضاعتش در تمامی رشته ها  ورزشکار اعزام نمود ، آیا می تواند به این سوال پاسخ دهد که به ما چه داده اید که از ما چنین طلب می کنید؟!!

مازندران تنها استان در کشور است که علاوه بر تاج افتخار ، تاج مظلومیت نیز بر سر دارد…  تاجی که حاصل شعارهای خوش رنگ و لعاب مسئولین کشوری و  پنهان شدن آنان در پشت مدال های رنگارنگ ورزشکاران است…

آن هم در زمانی که قهرمانان و دلیرمردان این خطه دغدغه معیشتشان بر عمر قهرمانی شان سایه انداخته است و مدیران کل ورزش را با چالشی جدی در طی این سالها مواجه ساخت .

چالشی که به تنهایی قابل حل نیست و یک وفاق و بسیج جمعی را می طلبد .. از آن سو مازندران با دارابودن بیشترین ورزشکار بیمه شده در حوزه همگانی نتوانسته به آن نقطه مطلوب برسد زیرا هر آنچه در این باب گفته شد  بدون زیرساخت لازم بود و در  حد شعار باقی ماند.

شاید بر همین اساس و وعده های پوشالی بوده است که با فشار دولت بر اماکن ورزشی جهت بالابردن میزان درآمد سعی شد اعتبارات این بخش اینگونه بدون کارشناسی تامین شود!! رویکردی که با نفس ارزان بودن ورزش منافاتی عجیب دارد.

داغ بر دل مانده ورزش استان صرفا این نیست بلکه بروکراسی ها  و سرعت گیرهای بی موردی که حتی کاستن از آن در حیطه اختیارات اداره کل ورزش مازندران نیست  و تصمیمات سخت گیرانه و بدون پشتوانه کارشناسی از سوی برخی دستگاههای نظارتی خود اسباب عدم رشد و پویایی ورزش استان شده است .

شاید به نوعی سواستفاده از روحیه اخلاق مداری و مسامحه کاری مدیر ارشد ورزش استان جهت حفظ آرامش جامعه ورزشی، مانع برخورد قاطع و قانونی با برخی عوامل مخل ورزش شده است.

دیدگاه بسته شده است.

ردیاب آنلاین خودرو ردیاب خودرو