کد خبر: 74032

تاریخ انتشار: ۱۳۹۷/۰۸/۱۴ - ۱۶:۲۶

صفر چه می خواهد از این دلِ داغدیده ما

تیتر 3: زهرا جان ، تو چه می دانستی از نحسی و نگون بختی صفر ... تو چه می دانستی که قرار است صفر از ...

تیتر ۳: زهرا جان ، تو چه می دانستی از نحسی و نگون بختی صفر … تو چه می دانستی که قرار است صفر از راه برسد و ویرانه کند این دلِ ما را .. تو چه می دانستی از این ماه که اینگونه از آمدنش پریشان و از رفتنش شاد می گشتی..

صفر ! ای ماهی که بشارت اتمامت مایه خوشحالی بود و آمدنت مایه تکدر خاطر … تو جه می خواهی از این دل داغدیده ما….  تمام روزهایت را پیاده با چشمانی گریان طی می کنیم… سیه پوش و هراسان طی می کنیم تا به قبله گاه اربعین… همان جا که چله گاه وفاداری و غربت و مظلومیت است…

وای از ما .. وای از دل ما که چگونه در میان دو محرم تقلا می کند تا جان نسپارد … وای از آن همه سعی میان دو مأمن .. میان عباس و حسین…

صفر تو بگو چه می خواهی از این دل به یغما رفته ما… ما هنوز چله نشینیم .. چگونه است که ما را از این غریبی به غریبی ِ دیگر می کشی…

تو مگر نمی دانی ما شرمسار محمد امینیم؟! تو نمی دانی ما خجالت زده  و رنگ باخته ی عطوفت مهربان ترین رسولیم؟! حال به او بگوئیم چه؟! آمده ایم به عزای تو؟! آری؟! بگوئیم ما زنده ایم هنوز پس از داغ کربلا؟!

بگوئیم پیامبر نیکی ها ؛ با تو رفت هرچه نامش حیا بود؟! و تنهایی علی، میراثی شد تا کربلا…..

صفر ! کاش آمده بودی تا جان ما را بستانی …. حال ما با غربت بقیع چه کنیم … ؟! بگو ما سر در گریبان این همه غریبیِ دردانه مولا چه کنیم؟!

وای از مظلومیت این دو برادر.. این دو اختر.. این دو نور چشمان پیامبر..

صفر، دیگر نه.. هرچه زخم بود زدی… چه فرقی می کند داغ کربلا باشد و سیدالشهدا.. یا غم غربت امام حسن… یا تنهاییِ جهانی بی پیامبر به نام محمد(ص) … تا که زهر نوشاندی بر جان همه و ستاندی رضایی را که امام بود و جانی برای همه …

منبع:  نشریه همولایتی

دیدگاه بسته شده است.

ردیاب آنلاین خودرو ردیاب خودرو