کد خبر: 29688

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۰۳/۰۹ - ۱۴:۴۵

تجاوز نکردم، به خواست خودش آمد

به گزارش تیتر 3 »  پنجم شهریور پارسال زن 27 ساله‌ای به‌نام «رویا» به اداره آگاهی تهران رفت و از مردی به‌نام «حمید» - 32 ...
به گزارش تیتر ۳ »  پنجم شهریور پارسال زن ۲۷ ساله‌ای به‌نام «رویا» به اداره آگاهی تهران رفت و از مردی به‌نام «حمید» – ۳۲ ساله – شکایت کرد.

 او گفت: «مرد جوان من را به خلوتگاهش در شمال تهران کشانده و بعد هم نقشه شوم‌اش را اجرا کرد.»

پس از این شکایت، حمید با ردیابی‌های پلیسی در خانه‌اش دستگیر شد و با صدور قرار از طرف بازپرس به زندان افتاد تا اینکه دیروز در شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی «بابایی» و با حضور «قاضی تولیت» – مستشار دادگاه – محاکمه شد.

در ابتدای جلسه دادگاه زن جوان در جایگاه ایستاد و در شرح واقعه گفت: «تقریباً سه ماه قبل از این ماجرای تلخ، حمید به عنوان بیمار به مطبی که منشی‌اش بودم مراجعه کرد و پس از چند جلسه دیدار به من اظهار علاقه کرد و خواستار ازدواج با من شد تا اینکه یک روز از من خواست برای آشنایی با خانواده‌اش به دیدن آنها بروم. اما او به این بهانه مرا به آپارتمانش کشاند و ضمن آزار و اذیت، به من تعرض کرد.»

سپس «حمید» در دفاع از خود گفت: «قبول دارم که در این مدت با رویا دوست بودم و حتی با او رابطه داشتم اما این رابطه به خواسته خودش بوده و ادعای تعرض به او را قبول ندارم. من فریبش نداده‌ام بلکه او با پای خودش به آپارتمانم آمده بود.»

قضات پس از شنیدن اظهارات متهم با توجه به اسناد پزشکی قانونی او را به خاطر رابطه نامشروع به ۹۹ ضربه شلاق و یک سال تبعید به یکی از شهرهای دورافتاده محکوم کردند.

 

منبع : روزنامه ایران

برچسب ها: ,
دیدگاه کاربران

نظرات در انتظار تایید: 197

کل نظرات :1

  • علیرضاعبادی

    تاریخ : ۱۰ - خرداد - ۱۳۹۶

    غلط کردی بابا من امروز رفتم سر به خانه امان توی یکی از محله ها بزنم باور نمی کنید دخترهای دبستانی ششم پنجم با همون پسر های ششم پنجم همه دنبال هم بودند بد تر دخترها یقه اشان را باز کردن تا پسرها ببینند دخترهای راهنمایی باپسرهای راهنمایی تو پارک یک دورهمی گرفته بودند که گویی کنسرت اجراء میشد پسرها می زدند می رخصیدند دخترا هم من می گم نشسته بودندو ایستاده چون دیگه نرفتم جلو بابا مردم پدرها مادرا وضع خراب شده دختر میگه من و برد تو خلوتگاه تو غلط کردی خوت با تمام وجودت رفتی با تمام عقل و فکر و حواست رفیه من رو برد دیگه چه صیغه ای درآوردی این دیگه چرته بی شعورهاهر دوتایتون وقتی کار به جای باریک می کشه من و برد ولی وقتی کارا به مرامه عشقت بود با عشقم رفتم گو توت و تو عشقت


    پاسخ دادن

ارسال دیدگاه

کد امنیتی *

ردیاب آنلاین خودرو ردیاب خودرو