کد خبر: 73341

تاریخ انتشار: ۱۳۹۶/۰۷/۱۹ - ۱۶:۲۲

این‌طوری تیم ملی استان مازندران به جام جهانی نمی‌رود!

خیلی دلم ‌می‌خواهد، یک‌بار تمام وزرای محترم کشور در این سی سال اخیر، به شکل واضح و شفاف از علت انتخاب یا انتصاب ( یا هر لغت لعنتی دیگری که که بتواند منظور را برساند) استانداران مازندران در این سه دهه بگویند.

تیتر ۳/ هومن حکیمی: خیلی دلم ‌می‌خواهد، یک‌بار تمام وزرای محترم کشور در این سی سال اخیر، به شکل واضح و شفاف از علت انتخاب یا انتصاب ( یا هر لغت لعنتی دیگری که که بتواند منظور را برساند) استانداران مازندران در این سه دهه بگویند.بدون ارائه‌ی آمار و ارقام، بدون توجیه، بدون اینکه توپ را به زمین دیگران بیاندازند و بدون ماست‌مالی کردن؛ شفاف و واضح.

 

اینکه مازندران در وضعیت کنونی قرار دارد – که به نظر خیلی‌ها آن‌گونه نیست که لیاقتش را دارد – مسلما فقط تقصیر «ربیع فلاح» نیست. همان‌طور که فقط تقصیر طاهایی و کشاورزیان و شفقت و … هم نیست و نیز، هوشنگ سمیعی. اما حتما تقصیر ربیع فلاح و طاهایی و کشاورزیان و … هست و نیز، شاید تقصیر سمیعی. منتهی این مسئله خیلی هم عجیب و غریب نیست.

 

وضعیت کلیددار استان مازندران در این سه دهه، شبیه قیافه‌ی استان روی نقشه‌ی جغرافیاست. خیلی شیک و سرسبز و دلربا، گوشه‌ی بالایی نقشه‌ی ایران عزیز، کنار دریای تقریبا آبی کاسپین. اما مثل وقتی که همانقدر از زوم بالای نقشه پایین و پایین‌تر می‌آییم و وارد دنیای حقیقی مازندران می‌شویم و جنگل‌ها و مراتعی را می‌بینیم که دارند از بین می‌روند، دریایی را می‌بینیم که ساحل و آبش روز به روز کثیف‌تر می‌شوند، حیات وحشش را می‌بینیم که اوضاع مناسبی ندارد و ترافیک وحشتناک و زیرساخت‌های نامناسبش جهت پذیرایی از گردشگران را -که پارادوکس خنده‌داری دارد با شعار “گردشگری، محور توسعه‌ی استان!” -، همان‌قدر هم وضعیت مدیریت استان را این‌گونه می‌بینیم.

 

ساختمان سفید استانداری (که البته خیلی هم سفید نیست) همخوانی با وضعیت مازندران ندارد. هرچقدر هم آقای مظفری عزیز؛ مسئول روابط عمومی استانداری، مدام آمار بدهد که ربیع فلاح دوباره گل کاشت و گل زد یا پاس گل داد، تیم ملی مازندران به جام جهانی نمی‌رود که نمی‌رود.

 

حرف از گل زدن با گل زدن داخل زمین و به دروازه‌ی حریف خیلی فرق دارد. آمار پنجمین و سومین و اولین بودن در کشور؛ مثلا در حوزه‌ی کاهش رکود اقتصادی و کاهش میانگین بیکاری و غیره و غیره، چهره‌ی استان را سفید نمی‌کند. کافی است این مسئولان محترم در طول هفته از ماشین‌های گران قیمتشان پیاده شوند و در کوچه‌ها و محله‌های شهرهای استان قدم بزنند. آنقدر بیکار و فقیر و … را خواهند دید که آمارشان را بگذارند توی موزه‌ها تا دست‌کم یک کارکرد تزیینی پیدا بکند. اینها هم البته فقط تقصیر احمد مظفری نیست. تقصیر فقط مدیران روابط عمومی قبلی استانداری هم نیست، هرچند آنها هم مقصرند.

 

وزرای محترم کشور هم حتما دلشان خوش است که مازندران همیشه در انتخابات حضور موثر و فعالی دارد. روحانی، احمدی‌نژاد، خاتمی و … حتما از مازندران و آرای بالایش خرسند بوده‌اند و هستند. ما هم که در داخل استان، طبق یک سنت دیرین، چشم دیدن موفقیت همدیگر را نداریم. گاهی هم دلمان می‌خواهد که رقیب، داخل دیگ آب جوش، بسوزد اما پیشرفت نکند. حالا این وسط مردم و منافع آنها نیست و نابود بشود هم…، بشود.

 

مهم این است که کلید استان، دست ما و گروهمان باشد. ته تهش سالی چند آمار ارائه می‌دهیم که ما خیلی خوبیم و کارمان خیلی درست است و از این‌جور بازی‌های پوپولیستی و عوام‌فریبانه اما مازندران، کم‌کم دیگر روی نقشه هم حالش خوب نیست. دارد زرد می‌شود و حالش به پاییز می‌رسد و وای از روزی که دیگر نه جنگلی باقی مانده باشد و نه دریایی و نخبه‌ای. آن روز باید باشیم و ببینیم که ارائه‌ی آمار، چطور می‌تواند شعار خنده‌دار “گردشگری، محور اصلی توسعه‌ی استان!” را مدیریت کند. البته اگر گردشگری به اینجا بیاید!

 

 

ارسال دیدگاه

کد امنیتی *

ردیاب آنلاین خودرو ردیاب خودرو